الگوها و ستاپ های پرایس اکشن

الگوها و ستاپ های پرایس اکشن

پرایس اکشن روشی برای تحلیل تغییرات شکل گرفته در قیمتهاست که به ما سیگنال خرید و فروش میدهد. محبوبیت پرایس اکشن به علت اعتبار بالای آن و عدم استفاده از اندیکاتورها است. این روش یکی از متدهای تحلیل تکنیکال است زیرا عوامل بنیادی را نادیده میگیرد و عموما بر تاریخچه قیمتی دارایی تمرکز میکند.

چیزی که پرایس اکشن را از سایر روش های تحلیل تکنیکال مجزا میکند این است که تمرکز اصلی این روش بر رابطه بین قیمتهای جاری و قیمتهای گذشته است. در صورتی که سایر روش های تحلیل تکنیکال صرفا بر تاریخچه قیمتها تاکیید میکنند و حالت تاخیری دارند.

پرایس اکشن به زبان ساده یعنی چگونگی تغییر قیمتها. پرایس اکشن در بازارهایی واضح تر است که نقدینگی و نوسان قیمتها در بالاترین حد ممکن باشند. اما به طور کلی هر خرید و فروشی در هر بازاری به ما پرایس اکشن را نشان میدهد. در این روش به تحلیل رفتاری خریداران و فروشندگان پرداخته میشود که رفتار آنها از طریق پرایس اکشن بر روی چارت مشخص است.

در عکس زیر چارت یورو/دلار را داریم که توسط تحلیل گر پرایس اکشن تحلیل شده است:

تحلیلگر پرایس اکشن به مشاهده اندازه نسبی، شکل، موقعیت، رشد و حجم شمع ها نگاه میکند. در این روش معمولا از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل میانگین متحرک، خط روند و دامنه معاملاتی نیز استفاده میشود. استفاده از پرایس اکشن برای سفته بازی الزاما به معنای نادیده گرفتن تمام روش های تحلیل تکنیکال نیست. اما یک تحلیلگر پرایس اکشن میتواند برای ساخت استراتژی خود صرفا بر روی درک رفتاری پرایس اکشن تمرکز کند.

از بزرگان پرایس اکشن میتوان به ال بروکس و سوری دادلا اشاره کرد که برای الگوهای چارتی و الگوهای رفتاری که مشاهده کرده اند اسامی مورد نظر خود را گذاشته اند که ممکن است با سایرین متفاوت باشد. به طور کلی، الگوهای پرایس اکشن با هر شمع شکل میگیرد و معامله گر به دنبال الگوهای مختلف است که به ترتیب خاصی شکل بگیرند و بدین ترتیب ستاپ شکل میگیرد که به سیگنال خرید و فروش منتج میشود.

معامله گر پرایس اکشن از ستاپ برای تعیین نقاط ورود و خروج استفاده میکند. هر ستاپ یک نقطه بهینه برای ورود دارد. معامله گران حرفه ای معیارهای خود را برای ورود و خروج دارند که این معیارها بر اساس تجربه چندین ساله شکل گرفته اند. معمولا یک ستاپ ساده به تنهایی برای ورود به معامله کافی نمیباشد. بلکه باید از ترکیب شمع ها، الگوها و ستاپ ها استفاده کرد. زمانی که معامله گر به این نتیجه رسید که سیگنال پرایس اکشن به اندازه کافی قوی است، آنگاه منتظر یک نقطه مناسب برای ورود یا خروج میمانند که به آن تریگر گفته میشود. در هنگام معامله ممکن است سیگنالی را ببینیم اما آنها تریگر نیستند چون باید شمع مورد نظر بسته شود تا سیگنال معتبر باشد. بعد از ورود به معامله باید ایست ضرر مشخص شود.

●قانون “تلاش دوباره”:

یکی از مشاهدات کلیدی معامله گران پرایس اکشن این است که بازار اغلب بعد از شکست سطوح یا اصلاحی شدن، دوباره به آن سطح بازمیگردد. اگر بازار به یک نقطه معین برگردد، آنگاه معامله گر انتظار دارد که بازار یا به مسیر خود ادامه بدهد و یا مجدد برگردد. در چنین شرایطی معامله گر نباید اقدامی انجام دهد تا اینکه بازار یکی از این دو راه را انتخاب کند. وقتی بازار از این مرحله بگذرد و یکی از این دو حالت را انتخاب کند، آنگاه احتمال موفقیت معامله بسیار زیاد خواهد بود. بنابراین در چنین موقعیتی باید برای دومین نقطه ورود منتظر بمانیم. برای مثال، اگر در دومین تلاش، فروشندگان سعی میکنند قیمت را به کف جدیدی ببرند و اگر این تلاش شکست بخورد آنگاه کف دوقلو شکل خواهد گرفت و در چنین نقطه ای فروشندگان نظر خود را تغییر داده و میخرند. بنابراین فروشندگان هم به خریداران ملحق شده و یک فشار خرید قوی ایجاد میشود.

یک مثال دیگر را بررسی میکنیم. فرض کنیم بازار خط روند یا دامنه معاملاتی را میشکند. سپس بازار مجدد به این سطح شکسته شده برمیگردد و بجای اینکه به مسیر قبلی خود ادامه دهد، برمیگردد و به شکست ادامه میدهد. این حالت را تایید میگوییم.

●معامله گران به دام افتاده:

معامله گران به دام افتاده اصطلاح رایجی در پرایس اکشن است و به معامله گرانی اشاره دارد که در سیگنال صعیف وارد بازار شده اند و یا بدون دریافت تایید وارد شده اند. این معامله گران در ضرر هستند چون بازار در جهت مخالف معامله آنها پیش رفته. یعنی اگر پرایس اکشن به ایست ضرر آنها برخورد کند، آنگاه پوزیشن معاملاتی آنها بسته میشود. این عبارت را ال بروکس نیز تحت عنوان دام در کتاب مطرح کرده و گفته است: دام یک نقطه ورود است که قبل از اینکه به هدف سود اسکلپر رسیده باشد سریعا در جهت مخالف به حرکت خود ادامه میدهد. این حالت باعث میشود معامله گران در پوزیشن جدید به دام بیوفتند و در نهایت با ضرر خارج شوند.

بسیاری از معامله گران از ایست ضرر استفاده میکنند تا اگر بازار در جهت مخالف حرکت کرد آنها از پوزیشن خود خارج شوند. این حالت باعث میشود ایست ضررهایی که توسط معامله گران به دام افتاده مشخص شده اند به سفارشاتی تبدیل شوند که جهت مخالف بازار را تقویت کنند. تمام استراتژی های مربوط به معامله گران به دام افتاده همگی بر پایه روش های ال بروکس است.

●تعریف روند و دامنه معاملاتی:

مفهوم روند یکی از اساسی ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال است. روند یا نزولی است و یا صعودی است. در روند صعودی قیمت ها دائما در حال افزایش هستند. در روند نزولی قیمتها دائما در حال کاهش هستند. به همان نسبت که تعریف روند ساده است، تحلیل آن دشوار و پیچیده است. به عبارت دیگر فرض اساسی در تعریف روند وجو همبستگی است. یعنی زمانی که در روند هستیم بازار در همان جهت قبلی به حرکت خود ادامه خواهد داد.

در عکس زیر یک روند نزولی داریم که دائما در حال افت است و در قسمت های صعودی، اصلاح صورت گرفته است.

 

معامله گر پرایس اکشن در هر تایم فریمی باید اول بررسی کند که آیا بازار در روند صعودی است یا نزولی و یا اصلاحی است. بازار اصلاحی زمانی شکل میگیرد که بازار در سقف و کف برگردد تا در یک دامنه قیمتی مشخص باقی بماند. تعریف دامنه معاملاتی چندان واضح و مشخص نیست. اما به طور کلی هر وقت روند واضح نبود، آنگاه دامنه معاملاتی داریم. دامنه معاملاتی را میتوان کانال افقی نیز نامگذاری کرد.

در عکس زیر یک دامنه معاملاتی داریم که بازار در سقف و کف برگشته است و در یک دامنه قیمتی مشخص نوسان میکند.

●شمع و انواع آن:

اجزاء مختلف یک شمع عبارتند از:

قیمت باز: اولین قیمت

قیمت پایانی: آخرین قیمت

بالا: بالاترین قیمت

پایین: پایین ترین قیمت

بدنه:بخشی از شمع که بین قیمت باز و بسته قرار دارد

دُم یا سایه(بالایی و پایینی):قسمتی از شمع که بین قیمت باز و پایانی قرار ندارد.

●شمع اصلاحی:

شمع اصلاحی بدنه ندارد یعنی قیمت باز و پایانی هر دو یکی هستند. بنابراین هیچ تغییر در طی آن دوره زمانی رخ نداده. ژاپنی ها به این نوع شمع ها دوجی میگویند. در الگوهای شمعی فقط شمع دوجی را دوجی میگویند، در حالی که ممکن است معامله گران پرایس اکشن یک شمع با بدنه کوچک را اصلاحی در نظر بگیرند. به این شمع اصلاحی میگویند چون بازار در آن شمع فقط بین یک سقف و کف در نوسان بوده. در چنین حالتی اگر تایم فریم بالاتر را ببینیم ممکن است در آن شمع یک دامنه معاملاتی شکل گرفته باشد.

●شمع روندی:

شمع های روندی یا صعودی هستند یا نزولی که حتما باید بدنه داشته باشند. یعنی نقطه پایانی شمع از نقطه شروع شمع فاصله دارد.

شمع روند صعودی: در چنین شمع، قیمت پایانی بالاتر از قیمت باز قرار میگیرد. ممکن است که بازار در آن شمع چند مرتبه بین قیمت بالاو پایین نوسان کرده باشد ولی در آخر بالاتر از قیمت باز، بسته شده است.

شمع روند نزولی: در چنین شمع، قیمت پایانی پایینتر از قیمت باز قرار میگیرد.

شمع های در جهت روند: اینگونه شمع ها، شمع هایی هستند که در جهت روند بازار باشند. یعنی شمع روند صعودی در یک بازار صعودی، همان شمع در جهت روند است. و در بازار نزولی، شمع روند نزولی همان شمع در جهت بازار است.

شمع های مخالف روند: شمع هایی هستند که در جهت مخالف روند شکل بگیرند.

●شمع های فرار(BAB):

اینگونه شمع ها، شمع هایی هستند که به اندازه دو انجراف معیار از اندازه متوسط بزرگتر هستند.

شمع های خسته: این شمع ها همان شمع های فرار هستند که در جهت روند میباشند و بدنه خیلی بزرگ آنها به ما میگوید که در یک روند صعودی آخرین خریداران هم بازار شده اند. بنابراین اگر الان فقط فروشندگان باقی مانده باشند، پس بازار به احتمال زیاد برمیگردد. عکس این حالت برای روند نزولی صدق میکند.

●شمع های بدون سایه:

شمع بدون سایه یعنی شمع روندی که تماما بدنه است و هیچ سایه ای در بالا و پایین آن وجود ندارد. بعضی از شمع ها فقط در یک طرف سایه ندارند. مثلا سایه بالایی دارند و سایه پایینی ندارند.

وقتی در یک روند قوی، شمع بدون سایه شکل میگیرد به این معنی است که در طول آن شمع فشار خرید یا فروش یکسان بوده است. بنابراین این حالت یک سیگنال قوی برای ادامه روند است. در چنین حالتی میتوان از سبک ال بروکس برای ورود استفاده کرد که در این روش میتوان یک تیک بالاتر یا پایینتر از شمع مورد نظر سفارش در حال انتظار گذاشت. در چنین شرایط معامله گر باید خیلی سریع عمل کند تا slippage(تفاوت نقطه سیگنال و نقطه ورود) افزایش پیدا نکند.

●اینساید بار:

شمع اینسایدبار کوچک است و در دامنه بالا و پایین شمع قبلی جای میگیرد. یعنی سقف آن از سقف شمع قبلی پایینتر است و کف آن از کف شمع قبلی بالاتر است.

●اوتسایدبار یا شمع بیرونی:

اوتساید بار از شمع قبلی خود بزرگتر است و کاملا با آن همپوشانی دارد. سقف آن بزرگتر از شمع قبلی و کف آن کوچکتر از شمع قبلی است. مفهوم اوتسایدبار این است که در شمع قبلی از آن بی تصمیمی وجود داشته ولی سپس بازار در شمع اوتسایدبار تصمیم خود را میگیرد و قیمت بالا یا پایین میرود. ممکن است که تعریف آن ساده باشد، اما ترکیب اوتساید بار با پرایس اکشن های دیگر میتواند به برتری معامله گران منجر شود. با این وجود محل قرار گیری آنها از همه چیز مهمتر است. اگر کف اوتساید بار به وسط نزدیک باشد، آنگاه این حالت شبیه به دامنه معاملاتی است زیرا نه خریداران و نه فروشندگان نتوانستند بر یکدیگر غلبه کنند.

در شکل زیر بعد از سقف قیمتها، اوتسایدبار شکل گرفته است که نشاندهنده شکست در ادامه روند است. این حالت به ما سیگنال میدهد که یک اصلاح بزرگ در انتظار است.

به طور کلی معامله گران پرایس اکشن، اوتسایدبار را نادیده میگیرند مخصوصا در وسط دامنه معاملاتی که بی معنی هستند. زمان که اوتسایدبار در اصلاح یک روند قوی قرار بگیرد، آنگاه در چنین حالتی شمع اصلاحی نیست و نشاندهنده تمایل خیلی قوی برای ادامه اصلاح است. برای مثال اگر یک شمع اوتسایدباری نزولی در اصلاح روند صعودی شکل بگیرد نشانه این است که این اصلاح نزولی به مسیر خود ادامه خواهد داد. اگر علاوه بر این شمع دلایل دیگری برای فروش وجود داشته باشد، آنگاه میتوانیم منتظر بمانیم تا از فروش سود کنیم. در این حالت، خریدارانی که ایست ضرر تعیین کرده اند به دام می افتند. بعد از اینکه بازار برمیگردد، خریداران هم شروع به فروش میکنند که این خود فشار فروش ایجاد میکند. عکس این حالت برای روند نزولی برقرار است.

●الگوی اینسایدبار-اوتسایدبار-اینسایدبار(ioi):

این یک ستاپ برای شکست در جهت مخالف روند است. این الگو ارتباط نزدیکی با الگوی ii دارد.  در زیر چارت پوند/ین را داریم که الگوی ioi را شکل داده است. در این الگو ابتدا یک اینسایدبار، سپس یک اوتساید بار و بعد دوباره یک اینسایدبار شکل میگیرد. این الگو در شکل نشان داده شده.

●شمع های کوچک:

مفهوم شمع های کوچک باید در محل شکل گیری آنها بررسی شود. به طور کلی، شمع های کوچک نشاندهنده این هستند که طرفین بازار اشتیاق ندارند. همچنین یک شمع کوچک میتواند به معنای توقف در خرید و فروش باشد چون طرفین منتظر هستند ببینند که آیا نیروی مخالف بازار وارد بازی میشود یا خیر. شمع کوچک میتواند به معنای عدم توافق بین نیروهایی باشد که بازار را به یک طرف کشانده اند، پس نشانه برگشت است.

بنابراین مفهوم شمع کوچک به محل پیدایش آن بستگی دارد. برای مثال، در بعضی مواقع شمع کوچک به معنای  ایست در روند است. یعنی یک پولبک در روند ایجاد میشود و شمع های کوچک در انتهای پولبک شکل میگیرند. پس فرصت مناسبی برای خرید در جهت روند است. اما در سایر شرایط ممکن است نشاندهنده روند باشد پس سیگنال برگشت میدهد.

●الگوی ii و iii :

ii یک الگوی اینساید بار است که از دو اینسایدبار پشت سرهم تشکیل شده است. الگوی iii هم سه اینسایدبار پشت سرهم هستند. اکثر اوقات این شمع ها کوچک هستند. در شکل زیر الگوی iii را داریم:

معامله گرانی که از جهت بازار مطمئن نیستند اما از حرکت بعدی مطمئن هستند میتوانند همزمان در بالا و پایین الگوی ii یا iii به ترتیب سفارش خرید و فروش بگذارند. و بعد منتظر میمانند که بازار این الگوی اصلاحی را بشکند. بعد از اینکه بازار این الگوی اصلاحی را شکست، معامله گران در یک جهت وارد معامله میشود و سفارشی که در جهت دیگر گذاشتند تبدیل میشود به ایست ضرر.

ال بروکس یک ستاپ رایج معرفی کرده که از ii استفاده میکند. این ستاپ به این صورت است که اگر در یک روند قوی که قبلا خط روند شکسته شده، الگوی ii شکل بگیرد آنگاه اگر بازار این روند را دوباره بشکند سیگنال برگشت داریم.

اینسایدبارهای کوچک به این معنی هستند که فشار خرید و فروش به یک میزان برابر است. سفارش خرید در حال انتظار باید یک تیک در جهت خلاف اولین شمع در الگوی ii قرار بگیرد و ایست ضرر هم باید تیک بالاتر از شمع اول در جهت مخالف قرار بگیرد.

●روند

روند به دو نوع صعودی و نزولی است. در روند صعودی، سقف ها و کف های بالاتری شکل میگیرند. در روند نزولی هم سقف ها و کف های پایینتری شکل میگیرند. برای مشخص کردن روند، سقف ها را به هم و کف ها را هم به وصل میکنیم. این خطوط شیب دار، جهت روند را به ما نشان میدهند.

سوئینگ در روند صعودی یعنی یک سقف بالاتر که به آن سوئینگ های (swing high) هم میگویند. که بعد از آن پولبک شکل میگیرد که در کف بالاتر تمام میشود. عکس این حالت در روند نزولی صدق میکند و ما سوئینگ لو داریم.

زمانی که بازار خط روند را میشکند، آنگاه به فاصله بین آخرین سوئینگ تا نقطه شکست، خط روند میانی یا گام میگوییم. بعد از یک گام صعودی، یک ام نزولی داریم که سوئینگ را شکل میدهد. به طور کلی، معامله گران پرایس اکشن در روند استاندارد به دنبال ۲ یا ۳ سوئینگ هستند. گام هایی که در جهت روند شکل میگیرند معمولا شمع های بزرگ در جهت روند شکل میدهند.

روند زمانی شکل میگیرد که بازار ۳ یا ۴ گام متوال شکل دهد. برای مثال در روند صعودی، سقف ها و کف های بالاتری داشته باشیم. نکته مهم این است که سقف ها و کف های بالاتر باید بعد از بسته شدن شمع بررسی شوند. اگر قبل از بسته شدن شمع تصمیم بگیریم که این یک سقف بالاتر است، آنگاه این ریسک وجود دارد که بازار بر خلاف انتظار ما برگردد.

●خط روند میکرو:

همانطور که گفتیم وقتی برای مدتی سقف ها و کف های بالاتر داشته باشیم، آنگاه میتوانیم خط روند رسم کنید. اما خط روند میکرو زمانی ایجاد میشود که تمام یا اکثر سقف ها و کف ها در یک دوره کوتاه و در طی چند شمع شکل بگیرد. یعنی همانطور که شکست در یک روند نزمال ممکن است شکست بخورد، خطوط روند میکرو هم شکسته میشوند و شکست آنها هم میتواند فِیک باشد. برای معامله در شکست خط روند میکرو، سفارش در حال انتظار را یک تیک بالاتر یا پایینتر از شمع قبلی قرار میدهیم، که بتوانیم در جهت روند وارد بشویم. بنابراین یک اسکلپ کم ریسک داریم که هدف سود در جهت مخالف کانال روند است.

خط روند میکرو معمولا در اصلاح روند اصلی و یا پولبک استفاده میشود. که برای نقطه شکست و پایان خط روند میکرو سیگنال قوی میدهد. در روند صعودی، شمعی که خط روند نزولی میکرو را میشکند یک شمع صعودی قوی است که همان شمع سیگنال نیز میباشد. و سفارش خرید در حال انتظار هم باید ۱ تیک بالاتر از این شمع سیگنال باشد. اگر بازار از این شمع بالاتر برود یعنی شکست خط روند میکرو، واقعی بوده و بازار به روند صعودی خود ادامه خواهد داد.

●اسپایک و کانال:

این یک نوع روند است که همانطور که ال بروکس اشاره کرده است، شناسایی و معامله آن دشوار است. اسپایک همان ابتدای روند است که بازار با قدرت در جهت روند جدید حرکت میکند. که اغلب در ابتدای روز و در چارت طی روز شکل میگیرد. سپس سرعت آن کم شده و وارد یک کانال باریک میشود که به آرامی در جهت روند حرکت میکند. بعد از اینکه کانال شکسته شد، بازار معمولا به سطح شروع روند برمیگردد و سپس وارد دامنه معاملاتی میشود. این دامنه معاملاتی معمولا بین دو سطح شروع روند و شکست کانال است.

کانال و اسپایک شکاف زمانی رخ میدهد که در نقطه شروع روند، شکاف داشته باشیم. یعنی یک شکاف عمودی بین سقف شمع حاضر و کف شمع بعد وجود داشته باشد.

●پولبک:

پولبک جایی است که روند موجود دچار وقفه میشود و یا اصلاح میشود. اما این اصلاح از نقطه شروع روند و یا نقطه شکست فراتر نمیرود. اگر پولبک از نقطه شروع روند فراتر برود، آنگاه یک برگشت یا شکست نادرست است و نه یک پولبک.

در یک روند قوی، پولبک برای زمان زیادی ادامه دارد تا اینکه یک گام دیگر شبیه به روند شکل دهد. همانند یک روند معمولی، یک پولبک بزرگ نیز دو گام دارد. به عبارتی معامله گران پرایس اکشن انتظار دارند که بازار به تلاش دوباره پایبند بماند. بنابراین منتظر دومین سوئینگ در پولبک هستند که شکست بخورد و بازار در جهت روند قبلی به حرکت ادامه دهد.

یکی از روش های پرایس اکشن برای اینکه در انتهای پولبک و در جهت روند وارد بشویم این است که در پولبک روند صعودی تعداد سقف های بالاتر را بشماریم و در پولبک نزولی تعداد کف های پایینتر را بشماریم. به عبارت دیگر، در یک پولبک که در روند صعودی شکل گرفته،  سقف ها به ترتیب پایینتر شکل میگیرند تا اینکه توسط یک شمع که بالاتر از سقف شمع های قبلی شکل میگیرد، شکسته میشوند. و به آن شمع High 1 میگوییم. در روند نزولی به آن Low1 میگوییم. اگر بعد از H1 ، پولبک تمام نشود و روند ادامه نیابد، آنگاه بازار چند شمع نزولی دیگر شکل میدهد که سقف ها پایینتر از قبلی هستند تا اینکه یک شمع شکل میگیرد که سقف آن بالاتر از سقف قبلی است. این شمع H2 است. و این فرآیند ادامه دارد تا اینکه روند به حرکت خود ادامه دهد یا تا اینکه پولبک به دامنه معاملاتی یا برگشت تبدیل شود.

وقتی پولبک یک خط روند میکرو باشد، آنگاه H1 و L1 سیگنال های معتبری هستند که H1 و L1 نشاندهنده شکست ناکام میباشند. بنابراین اگر بازار به قانون تلاش دوباره پایبند باشد، آنگاه امن ترین نقطه ورود به روند H2 و L2 خواهد بود. یعنی پولبک دو گامی شکل گرفته که رایج ترین نوع پولبک است.

از طرف دیگر در یک روند قوی معمولا پولبک ها ضعیف هستند و شمارش Hها و Lها دشوار خواهد بود. در چنین روندی، ممکنه دو سوئینگ نزولی شکل بگیرد اما نمیتوانیم H1 و H2 را شناسایی کنیم. در مقابل، معامله گران پرایس اکشن به دنبال شمع روندی نزولی هستند که وقتی بعد از آن یک شمع صعودی با سقف پایینتر شکل بگیرد، آن را به عنوان گام اول در پولبک در نظر بگیرند. و بعد به دنبال شمع سیگنال H2 میگردند.

شمارش Hها و Lها   یکی از روش های پرایس اکشن برای معامله پولبک است که برای دریافت نشانه های بیشتر باید به سایر سیگنال های پرایس اکشن توجه کنیم مثل موقعیت نسبت به میانگین متحرک، کف و سقف دوقلو، الگوهای ii و iii، اوتسایدبار، شمع های برگشتی، شکست خط روند میکرو یا در ساده ترین حالت به اندازه شمع های روندی صعودی و نزولی دقت کنیم. معامله گر پرایس اکشن انتخاب میکند که باید در کدام یک از سیگنال ها تخصص پیدا کند و چگونه آنها را ترکیب کند. یک روش ساده برای ورود این است که سفارش ورود را یک تیک بالاتر از H یا یک تیک پایینتر از L قرار بدهیم و همینطور که شمه بعدی در حال شکل گیری است منتظر باشیم که سفارش ما اجرا شود. اگر سفارش ما در شمع بعد اجرا شود، آنگاه این شمع ورود است و شمع H یا L شمع های سیگنال هستند. سپس ایست ضرر هم یک تیک پایینتر از H یا یک تیک بالاتر از L خواهد بود.

●شمع برگشتی:

شمع برگشتی سیگنال میدهد که روند حاضر در حال برگشت است. یعنی معامله گر باید شمع سیگنال را به نشانه برگشت جهت بازار در نظر بگیرد.  قیمت پایانی در یک شمع صعودی برگشتی باید با فاصله زیادی از قیمت باز قرار بگیرد و سایه پایینی بزرگ باشد(۳۰ الی ۵۰ درصد از ارتفاع شمع) و سایه بالایی نداشته باشد یا کم باشد. همچنین باید همپوشانی کمی با شمع های قبل از خود داشته باشد و سایه پایینی آن از شمع های قبلی پایینتر باشد. ویژگی های شمع نزولی برگشتی کاملا برعکس است.

اگر سقف یا کف، بالاتر یا پایینتر از حالت طبیعی شکل بگیرد آنگاه احتمال برگشت بیشتر است. برای مثال در برگشت صعودی، سایه پایینی شمع ،پایینتر از شمع های قبلی است.

در شکل زیر میبینیم که روند نزولی بعد از پیدایش شمع برگشتی صعودی برمیگردد:

شمع برگشت صعودی را میتوان اینگونه از نقطه نظر پرایس اکشن تحلیل کرد: این شمع نشان میدهد که فشار فروش به نقطه اوج خود رسیده  و حالا باید خریداران با قدرت وارد بازار بشوند، قدرت را در دست بگیرند و قیمت خود را دیکته کنند. این حالت باعث میشود که با سرعت و شیب زیاد افزایش یابند. اسکلپرها که در این کف فروخته بودند، حال مجبور میشوند بخرند که این باعث تقویت حرکت صعودی میشود.

●شکست خط روند:

وقتی بازار برای مدتی در یک روند قوی بوده، میتوانیم یک خط روند رسم کنیم تا زمان اصلاح را متوجه شویم. هر گونه اصلاح به شکست خط روند منجر میشود و نشانه ضعف است. به عبارتی نشان میدهد که بازار ممکن است به زودی تغییر جهت دهد و یا حداقل سرعت پیشرفت روند برای مدتی کند خواهد شد.

●کف و سقف دوقلو:

وقتی بازار به یک نقطه اوج میرسد، معمولا پولبک میزند تا دوباره به این نقطه اوج برسد. بعد از اینکه مجدد به این نقطه رسید، بازار برمیگردد. بنابراین این حالت که بازار دو مرتبه برگشته است را الگوی پرچم نزولی-سقف دوقلو و یا پرچم صعودی-کف دوقلو و یا همان سقف و کف دوقلو میگویند. این الگو نشاندهنده این است که حرکت اصلاحی ادامه خواهد یافت.

بروکس اشاره کرده است که بعد از سقف و کف دوقلو احتمال پولبک زیاد است که به ۵۰ تا ۹۵ درصد از سقف و کف دوقلو برمیگردد. که این حالت شبیه به الگوی کلاسیک سر و شانه است.

نحوه معامله الگوی کف و سقف دوقلو اینگونه است که برای مثال در کف دوقلو، سفارش خرید در حال انتظار را یک تیک بالاتر از شمعی که کف دوم را شکل داده قرار میدهیم. اگر سفارش انجام شود، آنگاه ایست ضرر را یک تیک پایینتر از همان شمع قرار میدهیم.

●الگوی دوگانه سقف و کف دوقلو(Double top twin and double bottom twin):

وقتی چند شمع با بدنه نسبتا بزرگ و سایه کوچک داشته باشیم که سایه بالایی یکسانی داشته باشند و در بالاترین نقطه چارت شکل بگیرند، آنگاه الگوی دوگانه سقف دوقلو داریم. عکس این حالت الگوی دوگانه کف دوقلو است. این الگوها در تایم فریم کوچکتر در قالب سقف و کف دوقلو شکل میگیرند. سیگنال های شکل گرفته در تایم فریم کوچکتر معمولا سریعتر و ضعیف تر هستند. پس وقتی بنظر میرسد که این الگوها در حال شکست هستند، معامله گر پرایس اکشن در جهت مخالف سیگنال وارد معامله میشود. به عبارت دیگر الگوهای دوگانه سقف و کف دوقلو، الگوهای در جهت روند هستند. تحلیلگر پرایس اکشن پیش بینی میکند که سایر تحلیل گران در تایم فریم کوچکتر به سیگنال سقف و کف دوقلو عمل خواهند کرد و بازار برخلاف آنها حرکت خواهد کرد، پس معامله گر پرایس اکشن هم بر خلاف جهت آنها معامله میکند. پس سفارش خرید در حال انتظار را یک تیک بالاتر از سقف یا پایینتر از کف قرار میدهد. نکته حائز اهمیت این است که معامله گران به دام افتاده باعث میشوند که حرکت مورد انتظار بازار سرعت و شدت بیشتری داشته باشد.

●الگوهای دوگانه معکوس( دوقلوی بالا-پایین و دوقلوی پایین-بالا: down-up or up-down twin):

در این الگو در شمع روندی متوالی داریم که در جهت مخالف یکدیگر شکل میگیرند. اندازه بدنه و سایه شمع ها یکسان است. وقتی این الگو در روند شکل بگیرد، سیگنال برگشتی به ما میدهد. اگر این الگو در تایم فریم بالاتر دیده شود، معادل تک شمع برگشتی است. حال اگر شمع ها سایه نداشته باشند، آنگاه سیگنال دریافتی قوی تر خواهد بود. برای مثال،  در یک روند نزولی که دوقلوی پایین-بالا شکل گرفته است، اگر شمع ها سایه پایینی نداشته باشند آنگاه سیگنال قوی تری داریم.

در شکل زیر الگوی بالا-پایین را داریم:

●الگوی گوه (Wedge):

الگوی گوه همانند روند است. خطوط روند در رسم کانال به یکدیگر همگرا شده که این نشاندهنده احتمال شکست است. الگوی گوه که بعد از روند شکل گرفته است را یک سیگنال برگشتی خوب در نظر میگیرند.

●دامنه معاملاتی:

دامنه معاملاتی زمانی شکل میگیرد که روند نداریم و یک سقف و کف برای حرکات بازار ایجاد میشود. این سقف ها و کف ها دامنه حرکتی بازار را شکل میدهند که مثل یک مانع بر سر راه بازار عمل میکند. انتظار میرود که ۸۰ درصد از تلاش های بازار برای شکست این سطوح با شکست مواجه شود و بازار مجدد در این دامنه حرکت کند.

زمانی که سقف دانه اصلاحی شکسته شود، یک سقف بالاتر شکل میگیرد. از آنجا که معامله کردن در دامنه معاملاتی دشوار است، پس معامله گران پرایس بعد از شکل گیری اولین سقف بالاتر صبر میکنند تا دومین شکست شکل بگیرد. این یک معامله نزولی با احتمال موفقیت بالا است و وسط دامنه معاملاتی را به عنوان هدف سود در نظر میگیریم. این روش مناسبی است زیرا اولا وسط دامنه معاملاتی به عنوان آهن ربای پرایس اکشن عمل میکند. دوما سقف بالاتر چند واحد بالاتر از سقف دامنه است و سود بیشتری میدهد. سوما اینکه طبق قانونِ دو شکست متوالی، وقتی بازار دوبار سعی کرده که یک جهت را بشکند ولی موفق نمیشود، آنگاه بازار در جهت مخالف به حرکت ادامه خواهد داد.

●الگوی Barb Wire:

وقتی بازار در یک دامنه معاملاتی باریک اسیر میشود و اندازه شمع بزرگ است، آنگاه ممکن است سیگنال پرایس اکشن شکل بگیرد اما اعتبار و قدرت پیش بینی آنها بسیار پایین است. بدین جهت بروکس یک الگوی بخصوص را شناسایی کرده به اسم Barb Wire. در این الگو چند سری شمع داریم که همپوشانی زیادی دارند و شمع های اصلاحی را شامل میشود.

الگوی Barb Wire نشاندهنده این است که قدرت نه در دست خریدران است و نه در دست فروشندگان  و هیچکدام نمیتوانند فشار ایجاد کنند. اگر معامله گر پرایس اکشن بخواهد در بازار اصلاحی سود کند باید از استراتژی مناسب برای دامنه معاملاتی استفاده کند. معاملات در خطوط حمایت و مقاومت دامنه معاملاتی انجام میشود و هدف سود قبل از اینکه قیمت به جهت مخالف برسد تعیین میشود.

بخصوص بعد از شکل گیری Barb Wire، انتظار میرود که شمع های شکست با شکست مواجه شوند و معامله گران در جهت مخالف شکست سفارش میگذارند.

 

مترجم و نویسنده:مهسا فتحعلی زاده

rasa@bours_12

دیدگاهها

دیدگاه خود را بیان کنید :