این مطالب برای شما کاربران پیشنهاد میشود

نوت برداری
آموزش تحلیل تکنیکال

توضیحات مقاله

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال

اگر به تازگی با مسائل سرمایه گذاری آشنا شده اید، ممکن است این سوال برایتان مطرح شود که تحلیل تکنیکال چیست؟ تحلیل تکنیکال علم مطالعه قیمتها در بازار است به شیوه ای که بتوانیم با استفاده از این علم، حرکات آتی قیمت را پیش بینی کنیم و از نوسانات آن سود ببریم.

تحلیل تکنیکال ریشه در تئوری اقتصادی دارد و بر اساس این فرضیه استوار است که رفتار آتی یک سیتسم توسط رفتار گذشته آن قابل پیش بینی است. برای مثال فرضیات اولیه ای که توسط ادوارد و مگی مطرح شدند، این موضوع را نشان میدهند. این فرضیات عبارتند از:

۱-قیمت ها فقط از طریق عرضه و تقاضا تعیین میشود.

۲- قیمت ها در درون یک روند حرکت میکند.

۳- تغییرات در عرضه و تقاضا منجر به برگشت روند میشود.

۴-تغییرات در عرضه و تقاضا را میتوان از روی چارت شناسایی کرد.

۵-الگوهای بر روی چارت دائما تکرار میشوند.

تحلیلگران تکنیکال، صرفا بر روی رفتار بازار و قیمت تمرکز میکنند و نه نوع دارایی. آنها به این جمله باور دارد ” بازار همیشه درست میگوید”.

یعنی اعتقاد دارند بجای اینکه دائما دنبال این باشیم که چه چیزی بر روی قیمت تاثیر میگذارند، میتوانیم به خود چارت نگاه کنیم چون تمام این عوامل بر روی عرضه و تقاضا و در نتیجه قیمت دارایی تاثیر میگذارند. همچنین قیمت دارایی تحت تاثیر عوامل روانشناسی نیز میباشد.  مثل ترس، طمع.

برای دانلود دوره صفر تا صد فارکس کلیک کنید.

برای دانلود دوره پرایس اکشن کلیک کنید.

تاریخچه تحلیل تکنیکال به بیش از ۱۵۰ سال پیش برمیگردد که چارلز داو روش ها و میانگین مختلفی را ایجاد کرده بود که بتواند قیمت سهام را پیش بینی کند. از آن زمان تاکنون روش های بسیار زیادی در تحلیل تکنیکال ایجاد شده است.

در طی یک قرن گذشته کتابهای زیادی در زمینه تحلیل تکنیکال نوشته شده است مانند کتابهای چارلز داو و کتاب ادوارد و مگی، که اطلاعات فوق العاده ارزشمندی دارند. اصولی که این نویسندگان مطرح کرده اند، تا به امروز کاربردی است. اما در کنار این روش ها، روش های جدید نیز ایجاد شده اند.

اموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال

اصل پایه و اساسی در تحلیل تکنیکال چیست؟

تمام معامله گرها بدنبال ستاپ های پرسود هستند، اما نمیدانند چگونه این ستاپ ها را پیدا کنند و آنها را معامله کنند. به همین دلیل اکثر افرادی بجای اینکه به قیمتها نگاه کنند، به اندیکاتورها رجوع میکنند.

یعنی فکر میکنند از طریق اندیکاتور میتوانند قیمت و بازار را درک کنند! بنابراین خیلی سخت است که با استفاده از اندیکاتور بتوانید ستاپ های سودآور را تشخیص دهید.

یکی از ساده ترین راه ها برای پیدا کردن ستاپ های سودآور این است که در جهت روند معامله کنید. اما شناخت روند، انواع آن، تشخیص پولبک و برگشت روند، همگمی مباحثی هستند که تئوری ساده ای دارند، اما معامله کردن با آنها سالها زمان میبرد.

روند، پایه ای ترین اصل در تحلیل تکنیکال میباشد. هنر تحلیل تکینکال این است که بتوانید لحظه اولیه تغییر روند را تشخیص دهید و بعد تا نشانه های بعدی از تغییر روند، پوزیشن معاملاتی خود را نگه دارید.

پس تحلیل تکنیکال بر پایه یک مفهوم اساسی است یعنی روند. تمام سرمایه گذارها بدنبال این هستند که ابتدای یک روند را پیدا کنند و بعد سوار بر آن روند شوند. هر چند این استراتژی خیلی ساده بنظر می آید اما اجرا کردن آن فوق العاده پیچیده است.

روند در تایم فریم های مختلف، ویژگی های یکسانی دارد. یعنی روند در تایم یکساله کاملا رفتاری مشابه با روند در تایم ۵ دقیقه ای دارد. معامله گرها باید تایم فریمی را انتخاب کنند که با اهداف، شخصیت و زمانبندی آنها سازگاری داشته باشد.

آموزش تحلیل تکنیکال

چگونه میتوانیم از تحلیل تکنیکال درآمد داشته باشیم؟

برای اینکه بتوانیم تحلیل تکنیکال را به پول تبدیل کنیم، به چند چیز نیاز داریم. اولین و مهمترینش این است که نقطه شروع و پایان روند را مشخص کنیم. پس بدنبال این هستیم که سوار بر یک روند شویم.

از نظر تئوری این کار ساده ای است. اما در عمل و اینکه بتوانیم دائما سودآور باشیم، کار چندان ساده ای نیست. نکته دیگر این است که اندیکاتورها و سایر ابزارهایی که در تحلیل تکنیکال از آنها استفاده میشود، یک ابزار کامل با احتمال ۱۰۰ درصد نیست.

یعنی در شرایط مشخصی، این ابزارها ممکن است کار نکنند. همچنین ممکن است یک روند بدون علائم قبلی، ناگهان مسیر خود را تغییر دهد. پس خیلی مهم هست که تحلیلگر تکنیکال از ریسک بازارهای مالی اطلاع داشته باشد و سعی کند آن را به حداقل برساند.

از نقطه نظر استراتژی، تحلیلگر باید در مورد دو چیز تصمیم بگیرد:

۱-تحلیلگر باید تصمیم بگیرد که چه زمانی وارد معامله شود.

۲- تحلیلگر باید تصمیم بگیرد که چه زمانی از معامله خارج شود. تصمیم برای خروج از معامله، شامل دو حالت سود و ضرر است.

آموزش تحلیل تکنیکال

یک تحلیلگر موفق  همیشه این ریسک را قبول میکند که ممکن است روند آنطور که انتظار دارد پیش نرود. پس قبل از اینکه وارد معامله شوید باید مشخص کنید که اگر معامله آنطور که میخواستید پیش نرفت، آنگاه باید در چه قیمتی بفروشید و ضرر را کات کنید.

پس برای تعیین روند، زمان تغییر روند، زمان ورود به معامله، زمان خروج از معامله میتوانیم از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم. به همین سادگی!

تعریف روند چیست؟

روند صعودی، حالتی است که قیمتها، سقف بالاتر و کف بالاتر شکل میدهند. از طرف دیگر، روند نزولی، حالتی است که قیمتها، سقف پایینتر و کف پایینتر شکل میدهند. روند خنثی و اصلاحی هم حالتی است که بازار در درون یک دامنه نوسان میکند و هیچ حرکت صعودی و نزولی واضحی وجود ندارد.

البته تشخیص روند به این سادگی نیست چون گاهی اوقات، در درون یک روند، حرکاتی در جهت مخالف روند رخ میدهد که  باعث میشود به این نتیجه برسیم که روند به پایان رسیده است. همچنین بخاطر داشته باشید که طول روندها متفاوت است.

یعنی ممکن است در درون یک روند بلندمدت، یک روند کوتاه مدت شکل بگیرد. پس از نقطه نظر تکنیکال، روند نشاندهنده جهت قیمتهاست که میتوان از آن سود کرد.

اگر به چارت های گذشته نگاه کنید، براحتی میتوانید ابتدا و انتهای روند را تشخیص دهید اما تشخیص شروع روند در بازار واقعی، کار بسیار دشواری است و برای تشخیص آن باید دانش کافی داشته باشید.

آموزش تحلیل تکنیکال

روند در نتیجه عرضه و تقاضا میباشد:

در تمام بازارها، چه بازار ماشین، چه بازار میوه و چه بازار املاک، قیمتها توسط عرضه و تقاضا تعیین میشوند. پس ارتباط بین عرضه و تقاضا یکی از اصول اقتصادی است.

هر خریدار، تقاضای یک دارایی در یک قیمت مشخص را مطرح میکند و هر فروشنده هم عرضه یک دارایی در یک قیمت مشخص را تعیین میکند. وقتی خریدار و فروشنده توافق میکنند برای معامله، آنگاه بر سر یک قیمت به توافق رسیده اند.

پس قیمت در نتیجه این عوامل مشخص میشود یعنی قیمت، در نتیجه عرضه و تقاضا میباشد. بنابراین تغییرات قیمت در نتیجه تغییرات در عرضه و تقاضاست.

مثلا فروشنده ممکن است مضطرب باشد و یا خریدار بخواهد بیشتر سرمایه گذاری کند و این باعث میشود که قیمت تغییر کند، پس میتوان این تغییرات قیمت را در عرضه و تقاضا مشاهده کرد.

سایر فرضیات تحلیل تکنیکال بر چه اساس است؟

همانطور که اشاره کردیم، روند پایه ای ترین و اساسی ترین بحث در تحلیل تکنیکال است. البته نکته این است که قیمت، این روند را شکل میدهد. بنابراین در اصل باید گفت که قیمتها در روند هستند و بر اساس همین مفهوم، تحلیلگران تکنیکال فرضیات دیگری را نیز مطرح میکنند.

اولین فرض این است که قیمت توسط عرضه و تقاضا مشخص میشود. یعنی طبق تئوری اقتصادی، وقتی تقاضا افزایش میابد، قیمت نیز افزایش میابد. و وقتی تقاضا کاهش میابد، قیمت نیز کاهش میابد.

یکی از عواملی که روی تقاضا و عرضه تاثیر میگذارد، انتظارات خریدار و فروشنده است. مثلا گفته میشود سهام نخرید مگر اینکه انتظار داشته باشید که قیمت آن بالا برود.

بنابراین انتظارات در نتیجه تصمیمات انسانهاست و این تصمیمات بر اساس اطلاعات و احساسات ما میباشد(چه درست و چه غلط). یک شاخه جدید در رشته فایننس ایجاد شده است که به آن نوروفایننس گفته میشود که کاربرد علم اعصاب(نوروساینس) در فعالیت های سرمایه گذاری را بررسی میکند. در این شاخه، به ارتباط بین عملکرد مغز و تصمیم گیری های سرمایه گذاری پرداخته میشود.

دومین فرض این است که تحلیلگران تکنیکال باور دارند که قیمت همه چیز را نشان میدهد. یعنی قیمت تمام اطلاعات را نمایش میدهد و بر اساس قیمت میتوان عرضه و تقاضا را درک کرد. آموزش تحلیل تکنیکال

این مفهوم اولین بار توسط داو مطرح شد و بعد توسط همیلتون عنوان شد. این بحث با عنوان فرضیه بازارهای کارا(EMH) شناخته شده است. طبق این فرضیه، قیمتها بطور کامل تمام اطلاعات را نشان میدهند.

سومین فرض از این مفهوم ناشی میشود که بازار همیشه در روند حرکت میکند. پس طبق این فرض قیمتها تصادفی نیستند. اگر قیمتها تصادفی نباشند، پس میتوانیم از قیمتهای گذشته استفاده کنیم تا روند آتی را پیش بینی کنیم. یعنی در تحلیل تکنیکال، فرضیه تصادفی بودن قیمتها رد میشود.

آموزش تحلیل تکنیکال
آموزش تحلیل تکنیکال

چهارمین فرض در تحلیل تکنیکال این است که گذشته تکرار میشود و انسانها همانند گذشته رفتار میکنند. این رفتار مشابه منجر به شکل گیری الگوهایی میشود که میتوان از آنها برای پیش بینی حرکات آتی قیمت استفاده کرد.

الگوها بخش مهمی از تحلیل تکنیکال را شامل میشوند زیرا یک تصویر واضح از نوسانات بازار را در اختیار ما قرار میدهند و میتوانیم با استفاده از آنها فرصت های معاملاتی را پیش بینی کنیم.

یک استراتژی معاملاتی سودآور میتواند بر پایه الگوهای تکنیکال میباشد. همچنین میتوان از سطوح حمایت و مقاومت در کنار این الگوها استفاده کرد. الگوها نقش بسیار مهمی در شناسایی شکست و برگشت روند دارند. این امر بدین دلیل است که گذشته تکرار میشود و بازارهای مالی نیز مستثنی نیستند.

پنجمین فرض این است که این الگوها خاصیت فرکتال دارند. هر معامله گر، تایم فریم خود را انتخاب میکند و در آن معامله میکند. و نکته جالب این است که فرقی ندارد از چه تایم فریمی استفاده میکنید، الگوها در تمام تایم فریم ها شکل میگیرند.

پس تحلیلگری که چارت ۵ دقیقه ای را بررسی میکند، دقیقا همان الگوهایی را میبیند که در تایم فریم ماهانه شکل میگیرد. پس تحلیل این الگوها، فارغ از بحث زمانی و تایم فریم بخصوص است.

ششمین فرض این است که احساسات تحت تاثیر نتیجه معاملات قرار میگیرد. یعنی اگر سهامی را بخرید و قیمت آن افزایش یابد، آنگاه از سودی که کرده اید خوشحال میشوید و باز هم آن سهام را میخرید.

یا وقتی قیمت سهمی افزایش میابد، خیلی ها این افزایش قیمت را میبینند و هیجان زده میشوند و آن سهم را میخرند. همین احساسات منجر به افزایش تقاضای آن سهم و در نتیجه رشد قیمت آن میشود.

بنابراین تغییرات بازار به این امر نیز بستگی دارد که خود بازار به چه صورت رفتار میکند. به همین دلیل گاهی اوقات حباب ایجاد میشود. حباب به این معنی است که رشد قیمت بسیار فراتر از ارزش دارایی است و کاهش شدید قیمت منجر به ترس سرمایه گذارها و واکنش سریع آنها میشود.

بنابراین دلایل روانی و احساسی باعث میشود که قیمت بالاتر از حالت تعادلی قرار بگیرد، اما در نهایت به سمت میانگین برمیگردد.

آموزش تحلیل تکنیکال
آموزش تحلیل تکنیکال

پس تا اینجا بیشتر در مورد اهمیت روند قیمتها در تحلیل تکنیکال صحبت کردیم و مفروضات و باورهای اولیه در تحلیل تکنیکال را مطرح کردیم که عبارتند از:

۱-قیمت از طریق تلاقی بین عرضه و تقاضا مشخص میشود.

۲-عرضه و تقاضا تحت تاثیر احساسات سرمایه گذار است(بخصوص ترس و طمع).

۳-قیمت همه چیز را نشان میدهد.

۴-قیمتها همیشه در روند حرکت میکنند.

۵-در درون روندها، الگوهای مشخصی شکل میگیرند که میتوان از آنها برای پیش بینی حرکت آتی قیمت استفاده کرد.

۶-الگوها، فرکتال هستند.

تحلیل تکنیکال و بازارهای مالی:

تحلیل تکنیکال بطور گسترده در تمام بازارهای مالی استفاده میشود. در تمام دنیا، از تحلیل تکنیکال در بازارهای فارکس، سهام، کالا و سایر بازارها استفاده میشود. معامله گران و تحلیلگران حرفه ای و افراد عادی همگی از تحلیل تکنیکال استفاده میکنند.

تحلیل تکنیکال با هدف کسب درآمد مورد استفاده قرار میگیرد. سرمایه گذاران بدنبال این هستند که یک دارایی را در قیمت پایین بخرند و بعد آن را در قیمت بالاتر بفروشند. با استفاده از تحلیل تکنیکال میتوانیم فرصت های خرید و فروش را پیدا کنیم.

علاوه بر پیدا کردن فرصت های معاملاتی، میتوانیم از تحلیل تکنیکال در مدیریت ریسک نیز بهره بگیریم.  در واقع، هر اشتباه معاملاتی در نتیجه یک چیز است: یا دارایی مناسبی خریداری نشده است و یا دارای مناسب در زمان نامناسب خریداری شده است.

در زمان خوب، حتی خرید دارایی های بد هم منجر به سودآوری میشود. اما در زمان بد، عکس اینحالت است یعنی بیشتر از ۸۰ درصد سهام و صندوق ها، ارزش خود را از دست میدهند. بنابراین سرمایه گذاری در زمان نامناسب منجر به ضرر خواهد شد.

اموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال

انواع مختلف تحلیل تکنیکال:

میتوانیم از تحلیل تکنیکال برای تعیین میزان ریسک و بازدهی استفاده کنیم. مهمترین هدف در تحلیل تکنیکال این است که جهت روند را مشخص کنیم. وقتی جهت روند مشخص شود، آنگاه میتوانیم میزان ریسک و بازدهی را مشخص کنیم.

برای مثلا اگر طبق تحلیل تکنیکال به این نتیجه برسیم که روند به سمت پایین حرکت خواهد کرد، آنگاه میتوانیم بفروشیم و در جهت فروش سود بگیریم(شورت سل).

تمام روش های تحلیل تکنیکال مفید نیستند. برای اینکه تحلیل تکنیکال را بخوبی بشناسیم، انواع روش های تحلیل تکنیکال را بررسی خواهیم کرد. همچنین فایده تحلیل تکنیکال و اهداف آن را نیز بررسی خواهیم کرد.

۱-تحلیل تکنیکال سابجکتیو و آبجکتیو:

اولین تقسیم بندی تحلیل تکنیکال بر اساس سابجکتیو و آبجکتیو است. تحلیل تکنیکال سابجکتیو بدین معنی است که شما به چارت نگاه کنید و بر اساس شخصیتتان بازار را درک کنید. یعنی در اینحالت درک چارت از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.

یعنی شما یکجور تحلیل میکنید و دوستتان یکجور دیگر تحلیل میکند. برای مثال وقتی یک الگوی سر و شانه سقف بر روی چارت شکل میگیرد، یک تحلیلگر میتواند آن را در جهت فروش تحلیل کند، اما فرد دیگری ممکن است آن را سیگنال فروش در نظر بگیرد. نظرات هر کدام ممکن است صحیح باشد، اما در یک زمان مشخص فقط نظر یکی از آنها صحت دارد.

تحلیل تکنیکال آبجکتیو(ریاضیاتی)، به اینصورت است که با اعداد ثابت مثل قیمت و مدل محاسباتی ثابت مثل میانگین متحرک سرو کار داریم. بنابراین در این نوع تحلیل، درک افراد با یکدیگر تفاوت ندارد.

فرمول هایی که در این تحلیل استفاده میشود، ثابت و فراگیر هستند یعنی نتیجه آنها با توجه به درک افراد، متفاوت نیست.  از آنجایی که تحلیل تکنیکال آبجکتیو، مشخص و اندازه گیری شده است، بنابراین پرکاربردترین نوع تحلیل تکینکال است چون استفاده از نیز ساده است.

۲-تحلیل تکنیکال بر پایه اندیکاتور و پرایس اکشن:

میتوان تحلیل تکنیکال را بر اساس ابزارهایی که در آن تحلیل بکار گرفته میشود نیز تقسیم بندی کرد. در اینحالت دو نوع تحلیل داریم. در یک  تحلیل از اندیکاتور استفاده میشود(اندیکاتورهایی مانند ایچیموکو، آر اس آی، مک دی،سی سی آ) و در تحلیل دیگر از قیمتهای خام(پرایس اکشن) استفاده میشود.هدف نهایی در تحلیل تکنیکال این است که ریسک و بازدهی بالقوه در یک سرمایه گذاری را مشخص کنیم.

در پرایس اکشن، یکی از استراتژی بسیار مهم، سطوح حمایت و مقاومت کلیدی است. مثلا هر چقدر قیمت به این سطوح نزدیکتر شود، آنگاه احتمال برگشت آن بیشتر است. بنابراین وقتی بازار به این سطوح کلیدی میرسد، قیمت در جهت مخالف روند حرکت خواهد کرد.

هر وقت قیمت به سطوح حمایت و مقاومت برسد، اما این سطوح شکسته نشوند، آنگاه این سطوح قوی تر خواهند شد.  حمایت و مقاومت، یکی از پرکاربردترین استراتژی های معاملاتی هستند.

وقتی قیمت به سطح مقاومت میرسد، سرمایه گذاران نمیخرند چون سطح مقاومت براحتی شکسته نخواهد شد. البته همیشه این احتمال وجود دارد که یک سطح حمایت و مقاومت شکسته شود. اما میتوان گفت که استفاده از سطوح حمایت و مقاومت میتواند ریسک شما را کاهش دهد. اما ریسک همیشه وجود دارد و است.

در تحلیل های که از اندیکاتورها استفاده میشود، براحتی اندیکاتور را بر روی صفحه می اندازیم و با استفاده از خطوطی که بر روی چارت میفتد، میتوانیم سیگنال خرید یا فروش بگیریم.

بنابراین در این نوع تحلیل تکنیکال، باید به خروجی اندیکاتور اعتماد کنید! اما از آنجایی که اندیکاتورها از داده ها یا قیمتهای گذشته استفاده میکنند، در نتیجه اطلاعات دست دوم در اختیار شما قرار میدهند. به همین دلیل هم پرایس اکشن بهتر از اندیکاتور است.

چون در پرایس اکشن، شما جدیدترین قیمتها را میخوانید از روی چارت. بنابراین به اطلاعات دست اول دسترسی دارید که میتواند بر روی سودآوری شما تاثیر بگذارد.

آموزش تحلیل تکنیکال
چرا تحلیل تکنیکال عمل میکند؟

تحلیل تکنیکال به دو دلیل عمل میکند: یکی به دلیل روانشناسی و دیگری هم به این دلیل است که سایرین هم از تحلیل تکنیکال استفاده میکنند. وقتی معامله گرهای زیادی بتوانند روند، سطوح حمایت و مقاومت را تشخیص دهند، آنگاه آن را معامله میکنند و بر روی جهت بازار تاثیر میگذارند.

 

در آخر باید به این نکته دقت کنید که صرف اطلاع از تحلیل تکنیکال منجر به این نمیشود که شما معامله گر خوبی شوید. یعنی:

۱-برای اینکه معامله گر موفقی شوید باید به بازار نگاه کنید و نه اینکه ببینید نظر دیگران چیست

۲-اگر بتونید دقیق بازار رو بخونید، اونوقت بازار خودش بهتون میگه چجوری معامله و سرمایه گذاری کنید.

۳-مدیریت سرمایه فوق العاده بحث کلیدی و مهمی است.

۴-برای موفقیت در معامله گری با هر سیستم و روشی، باید حتما در ابتدا طرز فکر یک معامله گر را داشته باشید.

۵-موفقیت در معامله گری و سرمایه گذاری نیازمند این است که بین سیستم انتخابی شما و شخصیتتان، سازگاری وجود داشته باشد.

در واقع معامله گری و سرمایه گذاری به چهار بخش اصلی تقسیم میشود:
آموزش تحلیل تکنیکال

همینجاست که خیلی ها نمیتوانند موفق شوند. یعنی اکثر افراد بر روی تمام این چهار بخش تمرکز نمیکنند.

یعنی اگر شما سیستم معاملاتی خوبی داشته باشید، اما مدیریت سرمایه ضعیفی داشته باشید، آنگاه به سختی میتوانید سودآور شوید. از طرفی دیگر اگر ریسک را مدیریت نکنید، آنگاه بیشتر در معرض معاملات احساسی قرار میگیرید. پس باید در هر بخش، مهارت پیدا کنید.

بخش روانی معامله گری فوق العاده مهم است. اکثر معامله گران از روی احساس ترس، طمع و انتقام، معاملات خود را انجام میدهند و این باعث میشود که فکر آنها آزاد نباشد و بنابراین نمیتوانند بر اساس ستاپ های روی چارت تصمیم بگیرند(یعنی معاملات آنها در نتیجه احساسات است و نه ستاپ های شکل گرفته بر روی چارت).

برای رسیدن به این هدف باید آرامش روانی داشته باشیم و از برنامه خود پیروی کنیم و بدونیم که کجا سود بگیریم و کجا ضرر را کات کنیم.

 

بعد از روانشناسی بازار، مدیریت سرمایه مهمترین بخش معامله گری است. اما تحلیلگران تازه وارد صرفا بر روی تحلیل تکنیکال تمرکز میکنند و مدیریت سرمایه را نادیده میگیرند. اما برای اینکه در بازارهای مالی دوام بیاورید، باید مدیریت سرمایه بلد باشید.

در آخر باید به این موضوع اشاره کنیم که ما از طریق روش های تحلیل تکنیکال مانند روندها و الگوهای شمعی، سیگنال میگیریم. بنابراین اگر به اندازه کافی در مورد تحلیل تکنیکال بدانیم و مباحث تئوری را تمرین کنیم، آنگاه میتوانیم بصورت دائمی سودآور شویم. آموزش تحلیل تکنیکال

 

نویسنده:مهسا فتحعلی زاده

نویسنده: مهسا فتحعلی زاده

آموزش تحلیل تکنیکال آموزش تحلیل تکنیکال آموزش تحلیل تکنیکال آموزش تحلیل تکنیکال

No votes yet.
Please wait...
مقالات مرتبط

افزودن نظر
دوره های مرتبط

جای عکس مقاله
جای عکس مقاله
جای عکس مقاله
جای عکس مقاله
هر گونه کپی برداری از محتوای وبسایت پیگرد قانونی دارد. طراحی توسط آرتایار