این مطالب برای شما کاربران پیشنهاد میشود

نوت برداری
کندل استیک

توضیحات مقاله

کندل استیک

شمع ها، قیمتها را به ما نشان میدهند و درک نوسانات قیمتها اهمیت بسیار زیادی دارد. از این رو در این مقاله مباحث ابتدایی و پیشرفته در ارتباط با شمع ها را بررسی خواهیم کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در ارتباط با الگوهای شمعی میتوانید سمینار استیو نیسون را مشاهده کنید. در ابتدا مباحث پایه ای را مرور خواهیم کرد:

سیگنال موجود بر روی نمودار میله ای، همانند نمودار شمعی است.

این سیگنال ها را در هر دو چارت میتوانید مشاهده کنید، و سیگنال موجود در چارت شمعی اعتبار بیشتری از چارت میله ای ندارد.

استفاده از اندیکاتورها منجر به افزایش اعتبار شمع ها نمیشود.

الگوهای پیشرفته شمعی معنی ندارند، بلکه منظور این است که با درک عمیق تر شمع ها که در این کتاب مطرح شده است، میتوانیم آنها را بهتر درک کنیم.

چرا از چارت شمعی استفاده میکنیم؟

-چون اتفاقات بین خریدار و فروشنده را بخوبی نمایش میدهد.

-یک تصویر ذهنی به انتظارات و افکار ما میدهد.

-سیگنال های حمایت و مقاومت را با دقت بیشتری تایید میکند.

-میتوانند نوسانات بازار را بصورت یک تصویر در ذهن شما نگه دارد.

-نقاط برگشت را به راحتی نمایش میدهند.

-چارت میله ای نمیتواند اینکارها را انجام دهد؟ چرا میتونه، اما در چارت شمعی، سریع تر و ساده تر به این نکات میرسید.

-یک معامله خوب از یک فکر خوب نشئت میگیرد، اما از کجا بدونیم که باید به چه چیزی فکر کنیم؟

-شناسایی الگوهای شمعی به ما کمک میکند که بتوانیم تغییرات آتی قیمتها را پیش بینی کنیم و این به افکار ما جهت میدهد.

-الگوهای شمعی به ما نشان میدهند که معامله گران چگونه عمل کرده اند و افکار آنها را در آن لحظه و در آن تایم فریم نشان میدهند.

پس شمع ها میتوانند افکار و انتظارات سایر معامله گران را به ما نشان دهند.

این الگوها را میتوانیم به عنوان “زبان شمع ها” در نظر بگیریم که افکار ما را شکل میدهند و بر روی تصمیمات معامله گری تاثیر میگذارند.

هیچگاه نباید اسم شمع ها را حفظ کنیم و آنها را بدون در نظر گرفتن روند، حمایت و مقاومت، مورد معامله قرار دهیم.

حداقل ۵۰ تا الگوی شمعی صعودی و نزولی داریم. بعضی ها اسم این شمع ها را حفظ میکنند، در صورتی که اصلا نیازی نیست.

هرچند الگوهای شمعی، سیگنال های برگشتی خوبی را به ما نشان میدهند، اما سیگنال هایی که عمل نمیکنند، معمولا قوی ترین سیگنال ها هستند.

تمام چیزی که نیاز دارید، چارت میله ای است، مابقی موارد اطلاعات دست دوم است.

هر چند سایر ابزارهای تحلیلی، اطلاعات بیشتری در اختیار ما میگذارند، اما این ابزارها صرفا در جهت پرایس اکشن موجود هستند. برای اطلاع از مباحث پیشرفته در زمینه پرایس اکشن، به کورس پرایس اکشن با ال بروکس و کورس پرایس اکشن با نایل فولر مراجعه کنید.

برای دانلود دوره صفر تا صد فارکس کلیک کنید.

مباحث ابتدایی در شمع ها:

-شمع ها نیز مانند نمودار میله ای، چهار  قیمت باز، پایانی، بالاترین و پایینترین قیمت را نشان میدهند. اما اختلاف بین خریداران و فروشندگان در الگوهای شمعی واضح تر است.

candle1

-بدنه شمع، تفاوت بین قیمت باز و پایانی را نشان میدهد.

-خطی که در دو طرف بدنه قرار دارد، سایه شمع نامیده میشود.

candle2

تحلیل شمع ها:

-در ابتدا بعضی از شمع ها و اسامی آنها را بررسی میکنیم.

-احتیاجی نیست که اسامی شمع ها را حفظ کنید چون تاثیری در استفاده از شمع ها و درک مفهوم آنها ندارد.

 

بعد از اتمام این مقاله، مباحث زیر را درک خواهید کرد:

-متوجه میشوید که چه زمانی باید ورود کنید.

-متوجه میشوید که ایست ضرر را در کجا قرار دهید.

-متوجه میشوید که بعد از باز کردن یک پوزیشن، چگونه بر آن نظارت داشته باشید.

 

شمع های تکی:

-دوجی: در این شمع، قیمت باز و پایانی در یک سطح قرار دارند و یا خیلی نزدیک بهم هستند.

-دوجی سنگ قبر: در این شمع، قیمت باز و پایانی در کف شمع قرار دارند.

-دوجی سنجاقک:در این شمع، قیمت باز و پایانی در سقف شمع قرار دارند.

-دوجی پا دراز: در این شمع، سایه های بلندی در دو طرف داریم.

candle3

-اسپینینگ تاپ:در این شمع یک بدنه کوچک با رِنج کوچک داریم که بعد از یک حرکت بزرگ شکل میگیرد.

-موج بالایی: در این شع، یک بدنه کوچک و رِنج بزرگتر داریم که بعد از یک حرکت بزرگ شکل میگیرد.

-چکش:در این شمع، یک بدنه کوچک (سبز یا قرمز)، سایه پایینی بلند و سایه بالایی کوچک داریم که بعد از یک حرکت نزولی شکل میگیرد.

کندل استیک
candle4

-چکش معکوس: در این شمع، بدنه کوچک(سبز یا قرمز)، سایه بالایی بلند و سایه پایینی کوچکی داری که بعد از یک حرکت نزولی شکل یگیرد.

-مرد به دار آویخته:در این شمع، بدنه کوچک(سبز یا قرمز)،سایه پایینی بلند داریم و سایه بالایی هم کوچک است که این شمع بعد از یک حرکت صعودی شکل میگیرد.

-شوتینگ استار: در این شمع، بدنه کوچک(سبزیا قرمز)، سایه بالایی بلند داریم و سایه پایینی نداریم و یا کوچک است. این شمع بعد از یک حرکت صعودی شکل میگیرد.

candle5

سوالات مهم در مورد الگوهای تک شمعی:

-آیا شمع قبلی، صعودی بوده یا نزولی؟

-آیا سایه در بالا یا پایین شمع قرار دارد؟ و یا در دو طرف آن است؟

-آیا بدنه شمع به نسبت رِنج شمع، کوچک میباشد؟

-نتیجه: مومنتوم کاهش پیدا کرده و خرید یا فروش افزایش پیدا کرده است.

 

-همانطور که در شکل زیر میبینید، شمع تکی ممکن است به برگشت منجر شود و یا ممکن است منجر نشود.

-برای اینکه شمع ها معنا پیدا کنند، باید اطلاعات بیشتری بر روی چارت شکل بگیرد.

candle6

شمع های دوتایی:

-کراس هارامی صعودی: در این الگو، یک دوجی در درون یک شمع نزولی بزرگ جای گرفته است.

-کراس هارامی نزولی: در این الگو، یک دوجی در درون یک شمع صعودی بزرگ جای گرفته است.

-هارامی صعودی: در این الگو، یک شمع صعودی کوچک در درون یک نزولی بزرگ جای گرفته است.

-هارامی نزولی: در این الگو، یک شمع نزولی کوچک در درون یک شمع صعودی بزرگ جای گرفته است.

candle7

کندل استیک

-خط گردن صعودی: در این الگو، یک شمع صعودی پایینتر از کف شمع قبلی(قرمز) باز میشود(یعنی با شکاف باز میشود) و بعد در کف  شمع قبلی بسته میشود.

-خط گردن نزولی: در این الگو، یک شمع نزولی بالاتر از سقف شمع قبلی(سبز) باز میشود(یعنی با شکاف باز میشود) و بعد در سقف شمع قبلی بسته میشود.

-خط گردن صعودیِ همسطح: در این الگو، یک شمع صعودی پایینتر از کف شمع قبلی(قرمز) باز میشود و بعد در قیمت پایانیِ شمع قبلی، بسته میشود.

-خط گردن نزولیِ همسطح: در این الگو، یک شمع نزولی بالاتر از سقف شع قبلی(سبز) باز میشود و بعد در قیمت پایانیِ شمع قبلی، بسته میشود.

کندل استیک
candle8

– تراست نزولی:در این الگو، یک شمع صعودی پایینتر از کف شمع قبلی(قرمز) باز میشود و بعد در درون بدنه شمع قبلی بسته میشود، اما پایینتر از نقطه میانی بسته میشود.

– تراست صعودی: در این الگو، یک شمع نزولی بالاتر از سقف شع قبلی(سبز) باز میشود و بعد در درون بدنه شمع قبلی بسته میشود، اما بالاتر از نقطه میانی بسته میشود.

– خط پیرسینگ صعودی: در این الگو، یک شمع صعودی پایینتر از کف شمع قبلی(نزولی) باز میشود و بالاتر از نقطه میانیِ آن بسته میشود.

-ابر پوششی سیاه: در الگو، یک شمع نزولی داریم که بالاتر از سقف شمع قبلی(سبز) باز میشود و بعد پایینتر از نقطه میانیِ آن بسته میشود.

candle9

-الگوی پوشاننده صعودی: در این الگو، بدنه یک شمع نزولی کوچک توسط یک شمع صعودی بزرگتر پوشانده میشود.

-الگوی پوشاننده نزولی: در این الگو، بدنه یک شمع صعودی توسط یک شمع نزولی بزرگتر پوشانده میشود.

-جداکننده صعودی: در این الگو، یک شمع صعودی بعد از یک شمع نزولی شکل میگیرد که در قیمت بازِ شمع قبلی، باز میشود(یعنی با شکاف باز میشود).

-جداکننده نزولی: در این الگو، یک شمع نزولی بعد از یک شمع صعودی شکل میگیرد که در قیمت بازِ شمع قبلی، باز میشود( یعنی با شکاف باز میشود).

candle10

سوالات مهم در مورد الگوهای دو شمعی:

-آیا شمع قبلی، صعودی بوده است یا نزولی؟

-وقتی شکاف رخ داده، از کجا به بعد دیگه به حرکت قبلی ادامه نداده است؟

-شمع حاضر تا چه اندازه از شمع قبلی را اصلاح کرده است؟

-آیا شمع قبل را کاملا پوشانده است؟

نتیجه: مومنتوم تغییر کرده است.

candle11

همانطور که در شکل میبینید، الگوهای دوتایی، اطلاعات بهتری از برگشت قیمتها را در اختیار ا قرار میدهند. حال الگوهای سه تایی را بررسی میکنیم:

الگوهای سه تایی:

-ستاره صبحگاهی: در این الگو، ابتدا یک شمع نزولی بزرگ داریم، سپس دومین شمع با شکاف و پایینتر از بدنه شمع قبلی باز میشود و سپس شمع سوم بالا می آید و بخش زیادی از بدنه شمع اول را میپوشاند.

-ستاره عصرگاهی: در این الگو، ابتدا یک شمع صعودی بزرگ داریم، سپس دومین شمع با شکاف و بالاتر از بدنه شمع قبلی باز میشود و سپس شمع سوم پایین میرود و بخش زیادی از بدنه شمع اول را میپوشاند.

– ستاره صبحگاهی دوجی و ستاره عصرگاهی دوجی: این الگو همانند دو الگوی قبلی است و فقط شمع وسط، یک دوجی است.

candle12

سوالات مهم در مورد الگوی سه شمعی:

-آیا شمع قبلی، صعودی بوده است یا نزولی؟

-مومنتوم تا چه حد کاهش یافت و تغییر کرد؟

-شمع حاضر، تا چه اندازه از شمع قبلی را پوشانده است؟

-نتیجه: مومنتوم کاهش یافت و تغییر کرد و سپس خرید یا فروش افزایش یافت.

candle13
candle14
candle15

تا اینجا مباحث پایه ای شمع ها را مرور کردیم. در ادامه تحلیل شمعی را از دیدگاه دیگری بررسی خواهیم کرد. درک عمیق تر شمع ها باعث میشود که بتوانیم راحتتر از آنها استفاده کنیم.

تحلیل شمعی به معنای افزایش یا کاهش مومنتوم میباشد که میتواند منجر به برگشت قیمتها شود.

نکات مهم:

-اسم شمع ها اهمیت ندارد و فقط مفهوم آنها برای ما مهم میباشد.

-هیچ وقت شمع حاضر را در نظر نگیرید(یعنی شمعی که بسته نشده را نباید معامله کرد)

-یک شمع تا زمانی که بسته نشود، کامل نیست.

-ترکیبی از شمع ها، اطلاعات زیادی را در اختیار شما قرار میدهد.

حال موارد پیچیده تر را بررسی میکنیم:

-برگشت شمع ها:

candle16

طبق شکل میبینیم که گاهی اوقات شمع حاضر، تمام یا بخشی از شمع قبلی را میپوشاند. یعنی گاهی اوقات بخشی بیشتری از شمع قبلی پوشانده میشود و گاهی اوقات هم بخش کمتری پوشانده میشود. اما نکته این است که اینحالت نشان میدهد که مومنتوم برگشته است.

– بدنه های کوچک:

در این گونه شمع ها، بدنه شمع در مقایسه با طول شمع، کوچک میباشد. و ممکن است در دو طرف بدنه شمع، سایه داشته باشیم.

وجود سایه ها نشان میدهد که بازار از ادامه حرکت قبلی مطمئن نیست. پس هر چند اندازه سایه و بدنه ممکن است متفاوت باشد، اما نکته این است که اینحالت نشان میدهد که مومنتوم برگشته است.

candle17
-شمع ها با دامنه کوچک:

در اینحالت چند شمع داریم که بدنه شمع ها یکی بعد از دیگری کوچک شده است. اینحالت نیز نکته مشابهی را نشان میدهد یعنی مومنتوم کاهش یافته است.

candle18

وقتی چند شمع صعودی داریم، آنگاه احتمال شکل گیری سیگنال نزولی بسیار زیاد است:

candle19

وقتی چند شمع نزولی داریم، آنگاه احتمال شکل گیری سیگنال صعودی بسیار زیاد است:

candle20

-شمع با سایه بالایی:

 در اینحالت یک شمع با دامنه نرمال یا بزرگ داریم که قیمتها بالا رفته اند و بعد فشار عرضه (فروش) باعث شده است که قیمت پایینتر از نیمه شمع قرار گیرد.

شاید اندازه سایه و بدنه کمی متفاوت باشد، اما مفهوم یکسان است. و بدین معنی است که عرضه(فروش) افزایش یافته است.

candle21

-شمع با سایه پایینی:

در اینحالت یک شمع با دامنه نرمال یا بزرگ داریم که قیمتها پایین رفته اند و بعد فشار تقاضا(خرید) باعث شده است که قیمت بالاتر از نیمه شمع قرار بگیرد.

شاید اندازه سایه و بدنه کمی متفاوت باشد، اما مفهوم یکسان است. و بدین معنی هست که فشار عرضه(فروش) از بین رفته است.

candle22

وقتی سایه بالایی و پایینی داریم، اگر این سایه خیلی فراتر از شمع های قبلی قرار بگیرد، آنگاه به احتمال بیشتر،  نقطه برگشت واقعی را به ما نشان میدهد.

 

آیا در شکل زیر مومنتوم به شدت کاهش یافته است؟
candle23

احتمال برگشت را میتوانیم به صورت یک طیف در شکل زیر نشان دهیم:

candle24

همانطور که در شکل میبینید، هر چه اندازه شمع های نزولی بیشتر میشود، احتمال برگشت بیشتر است.

پس تا اینجا در ک بهتری از شمع ها پیدا کردید. حال شمع ها با بدنه بزرگ را بررسی میکنیم و احتمال برگشت را نشان میدهیم. همچنین تاثیر این شمع ها بر احساسات را بررسی خواهیم کرد و از این به بعد در قالب “زبان شمع ها” این موضوع را بررسی خواهیم کرد.

 

-شمع با بدنه بزرگ:

شمعی است که بدنه آن در مقایسه با سایر شمع ها بسیار بزرگ است.

وقتی یک دوره با حجم معاملاتی کم داشته باشیم و بعد یک شمع با بدنه بزرگ شکل بگیرد، اینحالت بدین معنی است که مومنتوم در آن جهت افزایش یافته است.

وقتی یک شمع با بدنه بزرگ شکل بگیرد، و بعد مجدد یک شمع دیگر با بدنه بزرگ شکل بگیرد، اینحالت معمولا به این معنی است که این حرکت به پایان رسیده است. در واقع اگر بدنه شمع ها کوچک باشد و شمع ها بخش زیادی از بدنه شمع قبلی را پوشانده باشند، آنگاه سیگنال برگشت داریم.  به شکل زیر دقت کنید:

candle25

به شکل زیر دقت کنید:

candle26

نکات مهم:

-شمع با بدنه کوچک نشان میدهد که مومنتوم کاهش یافته است و یا حجم معاملات پایین است.

-شمع با بدنه بزرگ و یا شمع با دامنه بزرگ، نشاندهنده احساسات و قطعیت بازار است.

-طبق تعریف، شمع با بدنه بزرگ همان شمع با دامنه بزرگ است.

-شمع با سایه بالایی یا سایه پایینی، ممکن است یک شمع با دامنه بزرگ باشد و یا ممکن است نباشد.

-شمع با بدنه بزرگ میتواند بیانگر این باید که مومنتوم به زودی کاهش میباید و یا حرکت موجود به پایان خواهد رسید.

-وقتی بازار رِنج باشد و بعد یک شمع با بدنه بزرگ شکل بگیرد، آنگاه بازار در جهت این شمع ادامه پیدا خواهد کرد.

-هر چه شمع برگشتی، بزرگتر از شمع قبلی باشد، آنگاه احتمال برگشت بیشتر است.

-هر چه شمع برگشتی، بخش بیشتری از شمع قبلی را بپوشاند، آنگاه احتمال برگشت بیشتر خواد بود.

به شکل زیر دقت کنید:

کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک

candle27

-شمع با دامنه بزرگ نشان میدهد که ترس و طمع افزایش یافته است و به حالت اکستریم رسیده است.

-شمع با دامنه بزرگ(حجم افزایش یافته)، احتمالِ برگشت را افزایش میدهد.

به شکل زیر دقت کنید:
candle28

حال به شکل زیر نگاه کنید:

candle29

حال به شکل زیر نگاه کنید:

candle30

-شمع تکی، شمع های دوتایی و یا سه تایی میتوانند نقاط برگشت محتمل را به شما نشان دهند، اما ترکیبی از این شمع ها که در یک ناحیه شکل گرفته باشد، میتواند سیگنال قوی تری برای برگشت باشد. به عبارت دیگر، اگر مفهوم آخرین شمع هایی که شکل گرفته اند را درک کنیم، آنگاه احتمالا بتوانیم نقطه برگشت را درست شناسایی کنیم.

candle31

حال شکل زیر را ببینید:

candle32

حال شکل زیر را ببینید:

candle33

حال شکل زیر را ببینید:

کندل استیک

candle34

-پس همانطور که میبینید، میتوانید بدون حفظ کردن اسم شمع ها، مفهوم آنها را درک کنید و متوجه بشوید که چه چیزی به ما میگویند.

-حفظ کردن اسم شمع ها منجر به این نمیشود که بتوانیم از آنها به درستی استفاده کنیم. اما اکثر اساتید تاکید دارند که اسم شمع ها را حفظ کنید.

-ایرادی ندارد که اسم شمع ها را بخاطر داشته باشد. اما تا اینجا متوجه شدید که درک مفهوم آنها بسیار ساده تر است.

-استفاده از شمع تضمینی برای موفقیت نیست. اما در این مقاله درک عمیق تری از شمع ها دارید و بنابراین احتمال موفقیت در استفاده از آنها بیشتر است.

-پس تا اینجا درک بهتری از شمع ها دارید و باید تمرین کنید تا بتوانید از آنها استفاده کنید.

-باید الگوهای شمعی را به درستی تحلیل کنید و بعد بر اساس آنها معامله کنید.

-پس در ابتدا بدنبال فرصت معاملاتی باشید، سپس باید به اندازه کافی منظم باشید که بتوانید از قوانین معاملاتی و مدیریت سرمایه خود پیروی کنید. اینها تنها کاری است که باید انجام دهید.

 

در ادامه شمع ها را در کنار حمایت و مقاومت بررسی خواهیم کرد:

حمایت و مقاومت:

-تحلیل شمعی ابزار بسیار قدرتمندی است. و قدرت آن زمانی بیشتر میشود که حمایت و مقاومت را هم درک کرده باشید.

در ابتدا مروری بر حمایت و مقاومت خواهیم داشت:

چه چیزهایی را میتوانیم به عنوان حمایت و مقاومت در نظر بگیریم؟

۱-سقف و کف قبلی

۲- شمع هایی که همپوشانی دارند

۳- شکاف پر نشده بین شمع ها

-قیمت، تنها حمایت واقعی است.

ابزارهای حمایت و مقاومت:

۱-باندهای معاملاتی

۲-اصلاح فیبوناچی

۳-میانگین متحرک

۴-خط روند

 

وقتی حمایت و مقاومت واقعی را متوجه بشوید، آنگاه استفاده از این ابزارها بی معنی است.

-اولین حمایت، کف شمع قبلی است. پس برای دریافت سیگنال نزولی، میباست کف شمع

 نزولی قبلی شکسته شود.

-اگر سقف شمع نزولی شکسته شود و قیمت بالاتر از آن بسته شود، آنگاه سیگنال نزولی نقض شده است.

– هر چه تعداد شمع ها برای شکل دادن حمایت و مقاومت بیشتر باشد، آنگاه احتمال شکسته نشدن آن بیشتر است.

-سقف و کف شمع های قبلی و شکاف شکل گرفته بر روی چارت، همگی نقاط بسیار برگشتی هستند.

به شکل زیر دقت کنید:

کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک کندل استیک

candle35

-شکل گیری چند شمع در یک محدوده، نشاندهنده یک ناحیه مهم حمایتی و مقاومتی است.

-این شمع ها یک حالت هلال یا مستطیل در درون روند شکل میدهند.

-اگر ۱ تا ۳ شمع در یک ناحیه شکل بگیرد، آنگاه آن حمایت یا مقاومت اهمیت کمتری خواهد داشت.

به شکل زیر دقت کنید:

candle36

حال به شکل زیر توجه کنید:

candle37

حال به شکل های زیر دقت کنید:

candle38
candle39
candle40
candle41
کندل استیک

زمانی که حمایت و مقاومت را تحلیل میکنید، این سوالات را از خودتان بپرسید:

-آیا تجمع شمع ها شامل ۲ شمع است؟ و یا چندین شمع را در برمیگیرد؟

-فاصله بین حمایت و مقاومت چقدر هست؟

-آیا شمع سقف یا کف شمع قبلی شکسته شده است؟ و یا قیمت فراتر از آن بسته شده است؟

-آیا سقف یا کفِ پیوت قبلی تست شده است؟ و یا شکسته شده است؟

-آیا شکاف پر نشده ای داریم که قیمتها به سمت آن حرکت کنند؟

-وقتی قیمتها به سمت حمایت و مقاومت میروند، چجور شمع هایی شکل میگیرند؟

نکته: درست خواندن حمایت و مقاومت، یکی از نکات مهم در چارت خوانی است.

 

در ادامه به بررسی تحلیل شمع ها میپردازیم:

تحلیل تک تک شمع ها:

شمع ها و الگوهای قیمتی،منجر به شکل گیری افکار میشوند.

-زمانی که الگوی شمعی را یادبگیرید که سودآور است، آنگاه از این الگو انتظار دارید که شما را به سود برساند.

-اگر این انتظارات، با الگوهای موجود مطابقت نداشته باشد، آنگاه به نتیجه نخواهد رسید.

-اگر روشی نداشته باشید که اطلاعات جدید را آپدیت کنید، آنگاه انتظارت شما از گذشته به نتیجه نخواهد رسید.

-تحلیل تک تک شمع ها باعث میشود که شما از اطلاعات حاضر استفاده کنید. و در زمان حال بمانید و نه در زمان گذشته.

-قیمت باز، پایانی، بالاترین و پایینترین قیمت در شمع بعدی، در کجا قرار دارند؟(در مقایسه با شمع قبلی)

-وقتی شمع حاضر کامل شود، چه چیزی را به ما نشان میدهد؟

-آیا سیگنال شمع قبلی را تایید میکند؟ و یا آن را نقض میکند؟

-آیا این شمع توانسته است سقف یا کف شمع قبلی را بشکند؟ و یا فراتر از آن بسته شود؟-بعد از تکمیل هر شمع، این سوال را از خودتون بپرسید: آیا این شمع، سیگنال شمع قبلی را تایید میکند؟ آیا سیگنال قبلی تضعیف شده است و یا بصورت کامل نقض شده است؟

candle42
candle43

-این الگوی دو شمعی چه چیز به ما نشان میدهد؟

-حمایت در کجاست؟

-مقاومت در کجاست؟

-معامله گران چه انتظاراتی دارند؟

-آیا این الگو به انتظارات آنها پاسخ میدهد؟

-آیا این الگو انتظارات آنها را تغییر میدهد؟

-چه چیز باعث میشود که تاثیر این انتظارات کم شود، اما همچنان تاثیرگذار باشد؟

-فرض کنید خطوطی که در کنار شمع سبز رسم شده اند نشاندهنده قیمت باز در شمع بعدی هستند.

-هر کدام از این خطوط چه معنایی دارند؟

-هر کدام از این خطوط چه تاثیری روی انتظارات دارند؟

-آیا این قیمتهای باز منجر به این میشوند که معامله گران اقدامی کنند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

حال فرض کنید تمام خطوطی که در کنار شمع سبز رسم شده اند، نشاندهنده قیمت پایانی در شمع بعدی هستند.

-هر کدام از این خطوط چه معنایی دارند؟

-هر چه قیمت پایانی قوی تر باشد، آنگاه احتمالا حرکت مورد نظر ادامه یابد.

-همانطور میبینید، بدون اطلاع از اسم شمع ها میتوان براحتی آنها را درک کرد.

حال اشکل زیر را ببینید:

candle44
candle45
candle46

وقتی به چارت شمعی نگاه میکنید، این سوالات را از خود بپرسید:

-در مقایسه با قیمت پایانی در شمع قبلی، قیمت باز در شمع حاضر در کجا قرار دارد؟

– در مقایسه با قیمت باز و پایانی در شمع قبلی، قیمت پایانی در شمع حاضر در کجا قرار دارد؟

-آیا شمع ها سایه دارند؟ این سایه ها بلند هستند؟ این سایه ها نشانگر چه چیزی هستند؟

-شمع حاضر تا چه حد از شمع قبلی را پوشانده است؟

-آیا مومنتوم در حال افزایش است یا کاهش؟

-آیا انتظارات شما تایید شده است؟ یا نااطمینانی وجود دارد؟

-هیچ وقت به شمع هایی که هنوز شکل نگرفته اند، فکر نکنید.

 

در ادامه ، حجم معاملات و مولتی تایم فریم را بررسی میکنیم.

اصول کلی در حجم معاملات:

-افزایش حجم معاملات باید با افزایش دامنه یا رِنج شمع همراه باشد.

-اگر حجم معاملات افزایش یابد، اما بدنه رِنج شمع ها کوچک شود، آنگاه اینحالت میتواند نشاندهنده نقطه برگشت باشد.

-تغییرات قیمتی که در جهت روند رخ میدهد معمولا زمانی اتفاق می افتد که حجم معاملات زیاد است.

-تغییرات قیمتی که در جهت مخالف روند رخ میدهد معمولا زمانی اتفاق می افتد که حجم معاملات کم است.

-هر چند این اصول ایده آل و استاندارد هستند، اما این امکان وجود دارد که بدون اینکه حالات بالا را داشته باشیم هم قیمتها در جهت سیگنال شمعی موردنظر حرکت کنند.

شکل های زیر را ببینید:
candle47
candle48
candle49

نکات مهم:

-حجم معاملات در درجه دوم اهمیت قرار دارد(در مقایسه با قیمت). و هیچوقت تنها دلیل ما برای ورود به معامله نیست.

-اگر حجم معاملات، پرایس اکشن را تایید کند، آنگاه تایید مضاعف داریم. اما اگر پرایس اکشن تغییر کند و سیگنال دیگری شکل بگیرد، نباید آن را نادیده بگیرید.

-گاهی اوقات حجم معاملات، سیگنال زودهنگام از تغییر قیمت را در اختیار ما قرار میدهد. در اینحالت باید صبر کنید تا تغییر قیمتی ادامه بیوفتند و بعد وارد شوید.

-گاهی اوقات این اصول در مورد حجم معاملات صدق نمیکند، اما قیمت حرکات خیلی شدیدی دارد.

بخاطر داشته باشید که قیمت، شاه است و چیزهای دیگر همگی در درجه دوم اهمیت هستند.

 

تحلیل مولتی تایم فریم:

-اگر از تایم فریم های زیادی استفاده کنید، در نهایت گیج میشوید.

-وقتی در تایم فریم بالاتر جهت بازار را تشخیص داده اید و تایید شمعی را در تایم فریم پایینتر گرفته اید، آنگاه وارد معامله شوید.

-تایم فریمی که استفاده میشود باید در راستای قوانین شما برای مدیریت سرمایه باشد.

-الگوهای شمعی در هر تایم فریمی که استفاده میکنید، اهمیت دارند و نباید آنها را نادیده بگیرید.

-بزرگترین اشتباه این است که تایم فریم را تغییر دهید که بتوانید در معامله مورد نظر باقی بمانید.

-تایم فریم کامل و بی نقص وجود ندارد.

 شکل های زیر را ببینید:

candle50
candle51

استفاده کاربردی از شمع ها:

تا اینجا مباحث پایه ای و پیشرفته را بررسی کردیم. حال این مباحث را در کنار هم قرار میدهیم. شکل های زیر را ببینید:

candle52
candle53
candle54

نکات مهم:

-بر روی زبان شمع ها تمرکز کنید و نه پول.

-اگر بر روی پول تمرکز کنید، آنگاه نمیتوانید تمرکز کنید و درست تحلیل کنید.

-وقتی یک الگو را تشخیص میدهید و پوزیشن معاملاتی باز میکنید، آنگاه باید بر تک تک شمع ها نظارت داشته باشید. اینحالت باعث میشود هدفمند عمل کنید و به زمان حال فکر کنید.

-تحلیلگری به معنی پیش بینی نیست. بلکه به این معنی است که تشخیص دهید که در لحظه چه اتفاقی در حال رخ دادن است و بعد تغییراتی که رخ میدهد را بپذیرید.

 

حال نکاتی را در مورد اندیکاتورها مطرح میکنیم:

-اندیکاتورها از پرایس اکشن بدست می آیند و اطلاعاتی که میدهد دقیق تر و به موقع تر از قیمتها نخواهد بود.

-اندیکاتورها ابزار مناسبی برای کامپیوتر هستند که بدنبال پرایس اکشن بگردند.

-اگر بتونید اطلاعات شمع ها را بخوانید، دیگر به اندیکاتور نیاز نخواهید داشت.

-اگر اندیکاتورهای زیادی بر روی چارت می اندازید که باعث میشود قیمت را نبینید، امیدواریم که بعد از مطالعه این مقاله دست از اینکار بردارید.

 

در ادامه کندل استیک و الگوهای شمعی را از دید پرایس اکشن بررسی خواهیم کرد. در ابتدا بررسی میکنیم که کاربرد و شرایط استفاده از الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

هر شمع یک سیگنال بالقوه برای خرید و فروش است. گاهی اوقات شمعی شکل میگیرد و برخی از معامله گرها بر اساس آن شمع میخرند و برخی دیگر میفروشند.

یکی از آنها سود خواهد کرد(خریدارها یا فروشنده ها). اگر خریدارها اشتباه کرده باشند و بازار همینطور پایین و پایینتر رود، آنگاه کم کم به این نتیجه میرسند که شاید اشتباه کرده اند و مجبور میشوند معامله خود را با ضرر ببندند. و همین باعث میشود که بازار پایینتر برود.

از طرف دیگر هم فروشنده ها وارد بازار میشوند و تمام اینها باعث میشوند که بازار همینطور پایین برود تا اینکه در نهایت به سطحی برسد که خریدارها تمایل به ورود دارند.

در بازارهای مالی همه چیز نسبی است و ممکن است همه چیز در لحظه تغییر کند(حتی بدون اینکه کوچکترین تغییری در قیمتها داشته باشیم). مثلا ممکن است یکدفعه یک خط روند در بالای قیمتها ببینید و نظرتان از سمت فروش برگردد به سمت خرید.

یعنی انتظار دارید که قیمتها بالا بروند و به این خط روند برسند. هیچوقت نباید نگران اشتباهاتتان باشید و خودتان را سرزنش کنید، بلکه باید همیشه به فکر حرکات آتی بازار باشید و سعی کنید آنها را پیش بینی کنید.

اشتباهات شما هیچ تاثیری در شکل گیری بازار ندارند پس باید آنها را نادیده بگیرید و بر روی شمع ها و پرایس اکشن تمرکز کنید و نه سود و ضررتان.

شرایط استفاده از کندل استیک چیست؟

شمع ها و پرایس اکشنی که بر روی چارت شکل میگیرند از درجه اول اهمیت برخوردارند. پس در ادامه این مقاله، شمع ها را از دید پرایس اکشن بررسی خواهیم کرد:

پرکاربردترین و مهمترین جنبه شمع ها این است که ببینیم بعد از اینکه بازار، شمع های قبلی و خط روند را میکشند، چه اتفاقی می افتد؟

برای مثال اگر بازار یک سقف مهم را بشکند و کف شمع های بعدی، همگی بالاتر از کف شمع قبلی باشند و سقف هم بالاتر از سقف شمع قبلی باشد، آنگاه به احتمال زیاد بازار بالاتر خواهد رفت(حتی اگر کمی پولبک بزند، همچنان انتظار میرود که به سمت بالا حرکت کند).

اما از طرف دیگر اگر یک سقف مهم شکسته شود و شمع بعد از شکست، یک اینسایدبار کوچک باشد و کف شمع بعدی هم پایینتر از کف اینسایدبار باشد، آنگاه احتمال شکست جعلی و برگشت به سمت پایین افزایش میابد.

کندل استیک
کندل استیک

هر حرکت بازار به سمت بالا به این دلیل است که در آن قیمت، حجم خرید بیشتر از حجم فروش است. یعنی خریداران حاضر هستند قیمتهای بالاتر پرداخت کنند تا آن دارایی را خریداری کنند.

این بدین معنی است که تعداد خریداران بیشتر از فروشندگان است یعنی بازار در کنترل خریداران است که به اینحالت فشار خرید نیز گفته میشود. وقتی این خریدارها وارد بازار بشوند و بازار کمی بالاتر برود، آنگاه سایر خریداران هم به این فکر میکنند که در قیمت بالاتر بخرند.

پس اگر بخرند، یعنی حاضر هستند قیمت بالاتر ارائه دهند. به همین ترتیب خریداران حاضرند قیمتهای بالاتر ارائه دهند و همین حالت باعث میشود که خریداران و فروشندگان به این نتیجه برسند که آن دارایی بالاتر خواهد رفت(یعنی ارزش معامله در قیمتهای بالاتر را دارد).

مبتدی ها به این فکر میکنند که وقتی بازار به سمت بالا میرود، چرا میخرند؟ یعنی چرا منتظر پولبک نمیمانند؟ جوابش ساده است. چون موسسات بدنبال این هستند که معاملات خود را در بهترین قیمت اجرا کنند. و همینطور که بازار بالا میرود، آنها در هر قیمتی میخرند.

بسیاری از این معاملات توسط برنامه های کامپیوتری اجرا میشوند. اگر معامله ای به نتیجه نرسد، احتمالا اشتباه از خودتان بوده و نتوانستید پرایس اکشن و شمع ها را به درستی بخوانید.

پس معاملاتی که توسط موسسات اجرا میشوند منجر به شکل گیری پرایس اکشن و شمع ها میشوند. و اهمیت این موضوع از این نظر است که باعث میشود پرایس اکشن اعتبار زیادی داشته باشد.

انواع الگوهای کندل استیک:

برای اینکه انواع الگوهای کندل استیک؛ منجر به سود شوند، بهتر است  که کندل استیک یا شمع ها را از دید پرایس اکشن بررسی کنیم. بنابراین از دید پرایس اکشن، میتوانیم الگوهای کندل استیک را به دو دسته کلی تقسیم کنیم: شمع های دوجی و شمع های روندی.

حال این تقسیم بندی را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم:

بازار یا در روند است و یا اصلاحی است که بازار اصلاحی خودش شامل روند در تایم فریم پایینتر است. همانند بازار، شمع ها نیز یا در روند هستند و یا اصلاحی (رنج) هستند.

یعنی یا خریداران و فروشندگان کنترل آن شمع را در دست دارند و یا اینکه در تعادل هستند(یعنی شمع اصلاحی یا رنج داریم).

کندل استیک

بعنوان تریدر، باید دو حالت برای شمع ها در نظر بگیرید. یعنی شمع ها یا روندی و یا غیرروندی(اصلاحی) هستند. که شمع های غیرروندی را همان شمع دوجی در نظر میگیریم.

اگر بدنه شمع کوچک باشد و یا بدنه ای نداشته باشد، آنگاه آن شمع دوجی است و کنترل شمع، نه در دست خریداران است و نه در دست فروشندگان. پس این شمع یک رنجِ تک شمعی است. تشخیص شمع روندی و اصلاحی، کاملا نسبی است و بستگی به بازار و تایم فریم دارد.

اگر شمع، بدنه داشته باشد آنگاه قیمت پایانی با فاصله از قیمت باز قرار میگیرد و یک شمع روندی شکل میدهد. اگر شمع بزرگ باشد، اما بدنه آن کوچک باشد، آنگاه روند بزرگی شکل نگرفته است.

همچنین ممکن است در درون یک شمع، چند روند و سوئینگ در تایم فریم پایینتر شکل گرفته باشد. اما این موضوع اهمیتی ندارد چون شما فقط باید بر روی یک چارت تمرکز کنید. در کل، بدنه بزرگتر نشاندهنده قدرت بیشتر است.

اما اگر بدنه شمع بیش از حد بزرگ باشد و بعد از یک شکست یا یک حرکت بلند شکل گرفته باشد، میتواند نشانه خستگی بازار و پایان روند باشد. در چنین حالتی باید صبر کنیم تا پرایس اکشن بیشتری بر روی چارت بیوفتد.

در کل وقتی چند شمع روندی پشت سرهم شکل بگیرد، اینحالت نشان میدهد که روند سالم است و ادامه پیدا خواهد کرد(حتی اگر سریعا پولبک شل بگیرد).

یک شمع روندی ایده آل، شمعی است که بدنه متوسطی داشته باشد که نشان میدهد قیمت پایانی با فاصله از قیمت باز قرار دارد و این یعنی بازار در روند بوده است.

وقتی اندازه بدنه یک شمع، بزرگتر از یا حدودا اندازه بدنه ۵ یا ۱۰ شمع متوسط قبلی باشد، آنگاه اینحالت نشان میدهد که قدرت خریداران بیشتر است.

همچنین اگر شمعی سایه پایینی نداشته باشد (یا کوچک باشد) و سایه بالایی هم نداشته باشد(یا کوچک باشد)، قیمت پایانی هم در نزدیکی قیمت پایانی یا سقف چند شمع قبلی باشد و سقف هم بالاتر از یک یا چند شمع قبلی باشد و سایه ها هم کوچک باشد، آنگاه میتوان گفت که فشار خرید داریم و خریداران قوی تر هستند.

از طرفی اگر یک شمع خیلی بزرگ باشد، نشاندهنده خستگی بازار و شکست جعلی است که میتواند خریداران و فروشندگان را گیر بیندازد و بعد در یک یا دو شمع بعدی برگردد در جهت مخالف.

هر اطلاعات جدیدی که بر روی چارت شکل میگیرد میتواند تحلیل را تغییر دهد. پس هر شمع یا در روند است و یا اصلاحی میباشد. شمع های دوجی یا اصلاحی به این معنی هستند که خریداران و فروشندگان در تعادل میباشند.

اما گاهی اوقات چند شمع دوجی پشت سرهم نشاندهنده روند میباشد. برای مثال اگر چند دوجی داشته باشیم که قیمت پایانی در هر کدام بالاتر از قبلی باشد و سقف آنها بالاتر از سقف قبلی باشد و کف آنها هم بالاتر از کف قبلی باشد، آنگاه اینحالت بدین معنی است که قیمت پایانی، سقف ها و کف ها در روند هستند.

برای مثال شکل زیر را ببینید:

در شکل زیر در چارت ۵ دقیقه ای در سمت راست، چند دوجی پشت سرهم شکل گرفته است که از شمع ۱ شروع شده است و در دوجی های بعدی، قیمت پایانی و سقف و کف ها بالاتر هستند. و در چارت ۱۵ دقیقه ای در سمت چپ، میبینیم که این دوجی ها، یک شمع برگشتی شکل داده اند.

شمع شماره ۴ یک دوجی است که همان رنج است ولی به اندازه یک شمع میباشد، اما همچنان میتواند یک سیگنال خوب باشد. که در اینجا پرچم نهایی است که اجرا نشده(پرچم ii)، که با شکاف از میانگین متحرک قرار گرفته است(یعنی بین میانگین متحرک و کف این شمع فاصله وجود دارد). بنابراین سیگنال مناسبی برای فروش است.

پس یک شمع دوجی همیشه به این معنی نیست که روند وجود ندارد. همین حالت برای شمع روندی هم صدق میکند. یعنی وجود یک شمع بزرگ و روندی بر روی چارت هم الزاما به معنی وجود روند نمیباشد.

شکل زیر را ببینید:

شمع ۱ در این شکل، یک شمع صعودی قوی است که چندتا دوجی را شکسته است. اما بعد از این شمع، حرکت صعودی ادامه نیافته است و شمع بعدی به اندازه یک تیک بالاتر از آن رفته است و بعد به سمت پایین برگشته است و با سایه پایینی کوچکی بسته شده است.

خریداران در زیر این شمع نزولی خارج شدند و فروشندگان هم در آنجا فروختند چون انتظار دارند این شکست صعودی به نتیجه نرسد. پس تا وقتی پرایس اکشن بیشتری بر روی چارت بیوفتد، هیچکس تمایل به خرید ندارد و همین امر باعث شده که بازار بریزد.

سپس خریداران سعی کردند از کف شکست صعودی حمایت کنند و به همین دلیل یک شمع صعودی از نوع روندی شکل گرفته است(شمع شماره ۲).

یعنی شمع شماره ۲، پولبکی است که بعد از شکست شکل گرفته است(ستاپ بریک اوت پولبک)، اما هیچوقت تریگر نشد و بازار پایینتر از کف این شمع قرار گرفت و بعد خریداران مجدد در آنجا خارج شدند و فروشندگان بیشتری هم وارد شدند.

پس در اینجا خریداران دوبار تلاش کردند که بازار را بالا ببرند، اما شکست خوردند. بنابراین تا زمانی که پرایس اکشن بیشتری بر روی چارت نیوفتاد که صعودی قیمت را تایید کند، میتوان گفت که خریداران تمایلی برای ورود به بازار ندارند. پس در این نقطه هم خریداران و هم فروشندگان انتظار دارند که حداقل دو گام نزولی شکل بگیرد.

آموزش کندل استیک و شمع ها در تحلیل تکنیکال چه کاربردی دارد؟

تریدرها در تمام روز بدنبال ستاپ های سودآور هستند. ستاپ یعنی یک یا چند شمعی که بر روی چارت شکل میگیرد و باعث میشود جهت بازار را تشخیص دهید و ترید کنید.

بطور کلی هر شمع، یک ستاپ است چون شمع بعدی میتواند نقطه شروع یک حرکت بزرگ باشد. وقتی بازار در جهت مورد نظر شما حرکت کند، آنگاه سیگنال مورد نظر، تایید و اجرا شده است.

به محض اینکه سفارش شما اجرا شود و وارد بازار شوید، شمع قبلی میشود شمع سیگنال(بجای شمع ستاپ) و شمعی که در آن وارد بازار شده اید، میشود شمع ورود. یک معامله گر مبتدی فقط باید زمانی وارد بازار شود که شمع سیگنال، یک شمع روندی در جهت معامله اش باشد.

برای مثال اگر میخواهد بفروشد، باید فقط از شمع سیگنال نزولی استفاده کند چون در اینحالت، بازار فشار فروش نشان داده است و به احتمال زیاد، حرکت نزولی ادامه میابد (عکس اینحالت برای خرید صدق میکند).

میتوان گفت که تقریبا تمام شمع ها، شمع ورود هستند اما اکثر آنها منجر به ترید نمیشوند، پس در نتیجه اکثر شمع ها تبدیل به شمع سیگنال نمیشوند. همیشه بهتر است از سفارش استاپ استفاده کنید.

یعنی این سفارش را یک تیک (پیپ) بالاتر یا پایینتر از شمع مورد نظر قرار دهید و اگر سفارش اجرا نشد، میتوانید آن را کنسل کنید و بعدا در نقطه دیگری وارد شوید.

وقتی سفارش استاپ اجرا شود، بدین معنی است که سفارش را بر اساس شمع قبلی قرار داده اید، پس شمع قبلی را شمع سیگنال میگوییم(یعنی آن شمع، سیگنال لازم برای ورود به معامله را در اختیار شما قرار داده است).

گاهی اوقات یک شمع میتواند هم ستاپ خرید باشد و هم ستاپ فروش. در اینحالت میتوانید در دوطرف شمع، سفارش قرار دهید. در اینصورت وقتی شمع، شکسته شود وارد بازار میشوید.

اطلاعات زیادی در مورد شمع ها وجود دارد و اینگونه بنظر میرسد که شمع ها، قدرت ماورایی دارند. البته تریدرهای مبتدی هم دنبال چنین چیزی هستند. یعنی دائما بدنبال چیزی هستند که همه اطلاعات را به آنها بدهد.

بعنوان تریدر، مهمترین چیزی که باید مشخص کنید اینست که آیا بازار در روند است یا در رنج. در مورد شمع ها همینطور است. یعنی تریدر باید به این سوال پاسخ دهد که آیا شمع ها روندی هستند یا اصلاحی؟

اگر کنترل بازار در دست خریداران یا فروشندگان باشد، آنگاه شمع مورد نظر، بدنه دارد و یک شمع روندی است. اما اگر خریداران و فروشندگان در تعادل باشند، آنگاه شمع مورد نظر، بدنه کوچکی دارد و یا اصلا بدنه ندارد(یعنی شمع دوجی داریم).

حتما باید شمع ها را از دید پرایس اکشن ببینید و نه اینکه اسامی شمع ها را حفظ کنید. هر شمع فقط با توجه به پرایس اکشنی که در اطراف آن شکل گرفته است معنا پیدا میکند.

حفظ کردن الگوهای شمعی، فایده ای ندارد و کاربردی نیست چون تحلیل آنها بدون توجه به پرایس اکشن است و به همین دلیل نمیتوان از آنها برای پیش بینی بازار استفاده کرد.

بنابراین اگر نتوانید به درستی از شمع ها استفاده کنید، معاملات شما سخت میشود چون بیش از حد فکر میکنید و همین امر باعث میشود که به روند و سیکل بازار توجه نکنید.

در شکل زیر میبنییم که خط روند نزولی شکسته شده است و بعد دو گام نزولی شکل گرفته است و پایینتر از کف روز قبل قرار گرفته ایم:

کندل استیک

اولین گام صعودی با الگوی iii در شمع شماره ۲ به پایان رسیده است. شمع شماره ۳، یک شمع برگشتی قوی است که در کف قبلی برگشته است و خط روند نزولی را هم تست کرده است.

بنابراین شمع ۳ یک فرصت خرید ایجاد کرده است. پس میتوانید در یک تیک(پیپ) بالاتر از این شمع، سفارش استاپ بگذارید که اجرا میشود و شمع ۳ تبدیل میشود به شمع سیگنال(و نه فقط شمع ستاپ). و شمع که در آن، سفارش ما اجرا شده و وارد بازار شده ایم، شمع ورود میباشد.

شمع شماره ۴، شمع ورود برای ستاپ ii میباشد و میبینیم که بعد از آن، گام دوم شکل گرفته است. شمع شماره ۵ یک شمع ورود است که بعد از شکست و پولبک اینسایدبار(در شمع ۲) شکل گرفته است.

البته بدنه هر دو شمع در درون شمع قبلی قرار دارد، پس میتوان گفت که این ستاپ هم یک الگوی ii است. یعنی شمع ۴ و ۵ ستاپ های خرید H1 هستند( H1یعنی پولبک در روند صعودی).

بنابراین بعد از هر شمع، بازار میتواند در روند صعودی یا نزولی قرار گیرد. پس هر شمع، یک شمع ستاپ است و اگر در شمع بعدی وارد بازار شویم، آنگاه شمع  قبلی میشود شمع سیگنال.

شمع ستاپ به تنهایی دلیل مناسبی برای ورود به بازار نیست، بلکه باید با توجه به شمع های اطراف تحلیل شود و اگر بخشی از یک الگوی ادامه دهنده یا برگشتی باشد، آنگاه میتواند به یک معامله منجر شود.

از آنجایی که همیشه بهتر است در جهت روند معامله کنیم، میتوان گفت که وقتی شمع سیگنال قوی باشد، احتمال اینکه روند به نتیجه برسد بیشتر است. یعنی هر چند فقط بعد از یک شمع روندی وارد بازار میشوید، اما احتمال به نتیجه رسیدن روند بیشتر است.

یعنی وقتی صبر میکنید که بالای شمع ستاپ وارد شوید، به این معنی است که صبر میکنید تا بازار در جهت مورد نظر شما قرار گیرد.  همیشه بهتر است وقتی وارد بازار شوید که خریداران یا فروشندگان، کنترل شمع سیگنال را بدست گرفته باشند.

یعنی تا حدودی مشخص شده باشد که بازار در دست کدام گروه است. شمع روندی باعث میشود که با اطمینان بیشتری وارد بازار شوید و از حد ضرر فشرده استفاده کنید و حتی میتوانید حجم را بالاتر بزنید.

اما شمع دوجی هم با در نظر گرفتن محیطی که در آن شکل گرفته است، میتواند یک شمع سیگنال فوق العاده قوی باشد.

ویژگی های بهترین شمع سیگنال صعودی :

۱-قیمت باز در نزدیکی و یا پایینتر از قیمت پایانی در شمع قبلی باشد. و قیمت پایانی هم بالاتر از قیمت باز و قیمت پایانی در شمع قبلی باشد.

۲- سایه پایینی به اندازه یک سوم یا یک دوم ارتفاع شمع باشد. و سایه بالایی هم خیلی کوچک باشد و یا اصلا وجود نداشته باشد.

۳-با شمع ها قبلی همپوشانی زیادی نداشته باشد.

ویژگی های بهترین شمع سیگنال نزولی :

۱-قیمت باز در نزدیکی و یا بالاتر از قیمت پایانی در شمع قبلی باشد. و قیمت پایانی هم پایینتر از قیمت باز و قیمت پایانی در شمع قبلی باشد.

۲-سایه بالایی به اندازه یک سوم یا یک دوم ارتفاع شمع باشد. و سایه پایینی هم خیلی کوچک باشد و یا اصلا وجود نداشته باشد.

۳-با شمع های قبلی همپوشانی زیادی نداشته باشد.

بنابراین شمع های برگشتی میتوانند ویژگی هایی داشته باشند که قدرت حرکت برگشتی را نشان میدهد.  شناخته شده ترین سیگنال برگشت صعودی، یک شمع با بدنه صعودی بزرگ است که سایه پایینی هم دارد.

این یعنی بازار به سمت پایین آمده است و بعد تا بسته شدن شمع ،به سمت بالا رفته است. یعنی نشان میدهد که بازار پایین آمده است، اما خریداران وارد شده اند و آنقدر قدرت داشته اند که توانسته اند بازار را بالا ببرند و تا آخرین معامله هم بازار در دست آنها بوده است.

البته باید به این نکته اشاره کرد که یک شمع برگشتی به تنهایی دلیل کافی برای انجام دادن یک معامله نیست و مفهوم آن شمع باید با توجه به پرایس اکشنی که در اطراف آن قرار دارد بررسی شود.

وقتی بدنبال این هستید که در جهت مخالف روند معامله کنید، باید صبر کنید خط روند شکسته شود و بعد یک شمع برگشتی قوی شکل بگیرد که کف یا سقف قبلی را تست کند.

در غیر اینصورت، احتمال سودآوری کم است. در شمع های برگشتی در تایم فریم ۱ دقیقه ای وارد نشوید چون اکثر آنها شکست میخورند و تبدیل میشوند به ستاپ های در جهت روند.

چرا تست سقف یا کف قبلی اهمیت دارد؟

فرض کنیم در پایان روند نزولی هستیم و  بعد خریداران قدرت را در دست گرفته اند و باعث شده اند که بازار به سمت بالا حرکت کند. وقتی بازار مجددا برمیگردد به سمت پایین، در واقع بدنبال این است که ببینید آیا خریداران مجددا آن قیمت را حمایت میکنند و یا اینکه فروشندگان غلبه میکنند و باعث میشوند که بازار پایینتر بر

ود. اگر فروشندگان برای دومین مرتبه هم به نتیجه نرسند، آنگاه بازار به سمت بالا حرکت خواهد کرد. یعنی وقتی بازار سعی میکند یک سطح را دوبار بشکند و موفق نمیشود، آنگاه معمولا در جهت مخالف حرکت خواهد کرد. به همین دلیل سقف و کف دوقلو عمل میکند.

اگر شمع برگشتی با شمع های قبل از خود همپوشانی داشته باشد، آنگاه به احتمال زیاد بخشی از یک رِنج است. بنابراین در چنین حالتی، اصلا روندی وجود ندارد که برگردد چون بازار اصلاحی است.

بنابراین در چنین حالتی نباید آن را یک شمع سیگنال در نظر بگیریم. حتی در چنین مواقعی، اگر افراد زیادی معامله کرده باشند، ممکن است با وجود آن شمع سیگنال، بازار در جهت مخالف شکسته شود تا این افراد در بازار گیر کنند.

در شکل زیر میبینم که شمع ۱ با شمع های قبلی همپوشانی دارد و این نشان میدهد که بازار رِنج است. بنابراین روندی وجود ندارد که برگردد. پس این شمع، یک ستاپ خرید نمیباشد.

شمع ۲ یک سیگنال فروش قوی است چون حرکت و شکست در شمع ۱ را به سمت پایین برگردانده است و بعد از شکست خط روند نزولی و سقف روز، به سمت پایین برگشته است. بنابراین خریدارانی که گیر افتاده اند مجبور میشوند بفروشند.

کندل استیک

بنابراین وجود یک شمع روندی سفید یا مشکی به معنای برگشت آغاز یک روند صعودی یا نزولی نمیباشد. بلکه، مفهوم شمع ها باید با توجه به جایی که قرار دارند مشخص شود.

همچنین شمع دوجی در همه جا نشاندهنده وجود روند خنثی نمیباشد، بلکه گاهی اوقات شمع دوجی در یک ناحیه حمایتی و مقاوتی مهم بعنوان یک سیگنال فوق العاده مهم عمل میکند.

بنابراین شمع ها حتما باید با توجه به جایی که شکل گرفته اند تحلیل شوند. در غیر اینصورت، کاربردی نیستند و به معاملات سودآور منجر نمیشوند.

 

نویسنده: مهسا فتحعلی زاده

No votes yet.
Please wait...
مقالات مرتبط

افزودن نظر
دوره های مرتبط

جای عکس مقاله
جای عکس مقاله
جای عکس مقاله
جای عکس مقاله
هر گونه کپی برداری از محتوای وبسایت پیگرد قانونی دارد. طراحی توسط آرتایار